خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
849
نهج البلاغة ( فارسى )
( با آن حضرت آن بزرگوار را ) حمايت و كمك مى نمود ، و ( غير از ما بنى هاشم ) آنكه از قريش مسلمان شده بود ترس و بيمى كه ما ( از كفّار و مشركين ) داشتيم نداشت براى سوگند و پيمانى كه ( با مشركين ) بسته ، يا به جهت خويشى ( با آنها ) بود كه او را از بيم و ترس باز مى داشت ، و او از كشته شدن ايمن و آسوده بود . 3 و چون ( خداوند جنگ با مشركين و دفع شرّ آنها را امر فرمود ، و ) كارزار سخت مى شد كه مردم ( از بيم و ترس ) باز مى ايستادند ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اهل بيت خود را جلو وامى داشت ، و بوسيلهء آنان ياران و لشگريانش را از داغى نيزه و شمشيرها حفظ مى نمود ، پس عبيدة ابن حارث ( ابن عبد المطّلب پسر عموى آن حضرت ) در جنگ بدر ( نام چاهى كه بدر نام نزديك به مدينه در راه مكهّ كنده بود ) كشته شد ، و حمزه ( عموى آن بزرگوار ) در جنگ احد ( نام كوهى است نزديك مدينه ) كشته گرديد ، و جعفر ( برادر من ) در جنگ مؤته ( نام موضعى در اطراف شام ) كشته شد ، و كسى كه اگر مى خواستم نامش را ذكر مى نمودم ( امام عليه السّلام ) شهادت و كشته شدن ( در راه خدا ) را خواست مانند كشته شدنى كه آنان خواستند ( مرا نيز آرزوى شهادت و كشته شدن بود ) و لكن عمر آنها زودتر بسر رسيد ، و مرگ كسى كه نامش را ذكر نكردم بتأخير افتاد ( پيغمبر مرا خبر داد كه تو نيز كشته خواهى شد ، چنان كه در سخن يك صد و پنجاه و پنجم اشاره فرمود ) 4 پس ( با اين همه رنجها كه براى نگهبانى پيغمبر اكرم و ترويج دين اسلام كشيدم ) شگفتا از روزگار كه در زمانى واقع شدهام كه با من برابر مىشود كسى كه براى يارى دين مانند من كوشش نكرده ، و سابقه و پيشى گرفتن مرا در اسلام ( ايمان به خدا و رسول ) نداشته است چنان سابقهاى كه كس بمانند آن دسترسى ندارد مگر آنكه ادّعاء كنندهاى ( معاويه ) ادّعاء كند ( در بارهء خود بگويد ) آنچه را كه من نمى دانم ، و گمان ندارم كه خداوند هم آن را بشناسد ( چون سابقهء ايمان به خدا و رسول براى غير من ديگرى را نبوده تا خدا آن را بشناسد ) و بهر حال حمد و سپاس مخصوص خداوند است ( كه مصلحت دانسته مانند ترا برابر من قرار دهد كه بر خلاف حقّ و حقيقت آنچه كه شايسته نيست ادّعاء كنى ) . 5 و امّا آنچه درخواست نمودى در بارهء فرستادن كشندگان عثمان بسوى تو ، در اين كار انديشه نموده