خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

669

نهج البلاغة ( فارسى )

كه بعد از حضرت رسول باقى ماندند به پيشوايان گمراهى و به آنان كه ( مردم را ) بوسيلهء دروغ و بهتان بسوى آتش ( دوزخ ) خواندند ( مانند معاويه و ديگران ) نزديك شدند ، پس ( با جعل احاديث ) آنها را صاحب اختيار كارها و حاكم بر مال و جان مردم گردانيدند ، و بوسيلهء ايشان دنيا را خوردند ( كالاى آن را به ستم بدست آوردند ) و مردم همواره با پادشاهان و دنيا همراهند ( لذا از هيچ گونه كار خلاف رضاى خدا و رسول خوددارى نمى نمايند ) مگر آنان را كه خداوند ( از شرّ شيطان و نفس اماّره ) نگاه دارد ، پس اين منافق يكى از چهار نفر بود . 5 و ( دوّم : ) مردى است كه از رسول خدا چيزى را شنيده و آن را درست حفظ نكرده و در آن اشتباه و خطاء نموده و دانسته دروغ نگفته است ، پس آنچه در تصرّف او است نقل مىكند و به آن عمل مى نمايد و مى گويد : من آن را از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - شنيده‌ام ، پس اگر مسلمانان مى دانستند كه او حديث را اشتباه فهميده از او نمى پذيرفتند ، و اگر او نيز مى دانست كه اشتباه كرده آن را ترك گفته نقل نمى كرد . 6 و سوّم : مردى است كه از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - چيزى را شنيده كه به آن امر مى نموده بعد از آن نهى فرموده و او از نهى آن حضرت آگاه نيست ، يا چيزى شنيده كه از آن نهى مى نموده بعد به آن امر فرموده و او نمى داند ، پس نسخ شده را نگاه‌داشته نسخ كننده را بدست نياورده ، و اگر مى دانست كه آن حديث نسخ گرديده نقل نمى نمود ، و اگر مسلمانان هم موقعى كه آن را از او شنيدند مى دانستند نسخ شده به آن عمل نمى كردند . 7 و ديگر چهارمى است كه بر خدا و رسول او دروغ نبسته و از ترس خدا و باحترام رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - دروغ را دشمن داشته ، و خطاء و اشتباه هم نكرده است ، بلكه آنچه شنيده به همان قسم حفظ نموده و آن را نقل كرده به آن چيزى نيفزوده و از آن نكاسته ، و ناسخ را از بر كرده به آن عمل نموده و منسوخ را در نظر داشته از آن دورى گزيده ، و عامّ و خاصّ را شناخته هر يك را در موضع خود قرار داده ( عامّ را بجاى خاصّ و خاصّ را بجاى عامّ استعمال نكرده ) و متشابه و محكم آن را دانسته است ( در متشابه تأمّل و احتياط كرده بمحكم و حديثى كه معنى آن آشكار است