خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
38
نهج البلاغة ( فارسى )
قَتَلَ النّاسَ جَمِيعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النّاسَ جَمِيعاً يعنى چون قابيل فرزند آدم برادرش هابيل را كشت و پشيمان شد به بنى اسرائيل دستور داديم كه هر كه بكشد كسى را بى آنكه او ديگرى را كشته يا فسادى در زمين كرده باشد كه موجب كشته شدن گردد پس چنان است كه همه مردم را كشته و هر كه حيات و زندگى شخصى را سبب شود مانند آنست كه همهء مردم را زنده كرده باشد ، پس اين آيه در بارهء بنى اسرائيل نازل شده و ليكن معنى آن همهء مردم را شامل مىشود ، و عامّ آن مانند س 2 ى 47 يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمِينَ يعنى اى بنى اسرائيل نعمتها مرا كه بشما بخشيدم و شما را بر جهانيان بر ترى دادم ياد كنيد ، پس در اينجا گر چه لفظ عَلَى الْعالَمِينَ عموميّت وارد و همهء مردم جهان را شامل مىشود ، ليكن معنى آن مخصوص مردم زمان بنى اسرائيل است ، و عبرتهاى آن يعنى چيزهائى كه شگفت آور است و آن خود يك نوع پندى باشد مانند س 79 ى 25 فأَخَذَهَُ اللّهُ نَكالَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولى ى 26 إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشى يعنى خداوند متعال فرعون را به عذاب آخرت كه سوختن باشد و به عذاب دنيا كه غرق شدن است مبتلى نمود و غرق شدن او براى كسى كه مى ترسد هر آينه عبرت و پندى است ، و مثلهاى آن يعنى آياتى كه مشتمل است بر تشبيهات مانند س 62 ى 5 مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً يعنى مثل كسانى كه به آموختن و خواندن تورية مأمور شدند و به آن عمل نكردند مانند خرى است كه كتابهاى بزرگ در بار دارد ، و مطلق آن يعنى لفظى كه مقيّد به قيدى نباشد مانند س 5 ى 6 يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ يعنى اى گروه مؤمنين هنگاميكه براى نماز حاضر شديد روهاى خود را بشوئيد ، و مقيّد آن يعنى لفظى كه مقيّد به قيدى باشد مانند س 5 ى 6 وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ يعنى هنگام وضو گرفتن دستهاى خود را با مرفق بشوئيد ، و محكم آن يعنى لفظى كه در معنى آن اشتباه و ترديدى نيست مانند س 2 ى 231 وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ يعنى بدانيد كه خداوند متعال بهر چيزى دانا است ، و متشابه آن يعنى لفظى كه معنى آن واضح نيست مانند س 2 ى 228 وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ يعنى زنهايى كه طلاق داده شدهاند سه طهر را كه دو حيض در ميان باشد يا سه حيض را انتظار داشته باشند ، زيرا قرء كه مفرد قروء است نزد اهل حجاز بمعنى طهر آمده و نزد اهل عراق بمعنى حيض ، و مجملهاى آن مانند س 2 ى 43 أَقِيمُوا الصَّلاةَ يعنى بر پا داريد نماز را ، و مشكلهاى آن مانند س 19 ى 1 كهيعص ( 43 ) و مطالب آن كتاب دائر است بر چيزى كه دانستن و ياد گرفتن آن واجب است ( مانند علم بيگانگى خداوند سبحان س 14 ى 52 وَ لِيَعْلَمُوا أَنَّما هُوَ إلِهٌ واحِدٌ يعنى تا بدانند كه اوست خداى يگانه ) و چيزى كه بر ندانستن آن منعى