خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

25

نهج البلاغة ( فارسى )

( 8 ) خداوند متعال هميشه بوده است نه آنكه حادث و نو پيدا شده باشد ( در اين كلمه حضرت از حقّ تعالى و حدوث زمانى را نفى مىكند ) موجود و هستى است كه مسبوق بعدم و نيستى نيست ( يعنى نه آنكه هستى او ذاتاً حادث باشد كه در اين كلمه حدوث ذاتى را نفى مىكند ) با هر چيزى است نه بطوريكه همسر آن باشد ( پس با هر چيزى است يعنى هر چيزى به او قائم و بر پا است ) و غير از هر چيزى است نه بطوريكه از آن كناره گيرد ( زيرا اگر از چيزى كناره گيرد آن چيز چيزى نخواهد بود ، براى آنكه اوست نگاه‌دارندهء هر چيزى ) فاعل است و فعل از او صادر مىشود نه بمعنى حركات و انتقالات از حالى به حالى ( زيرا حركت از لوازم جسم است و او از جسميّت مبرّى است ) و نه بمعنى آلت ( زيرا اگر صدور فعل از او به معاونت آلت باشد پس او به غير خود احتياج دارد و احتياج نقص و نقص بر واجب الوجود محالست ، بنا بر اين بى آنكه او را چشمى باشد بالذّات ) بصير است و بينا بوده هنگاميكه هيچ چيزى از آنچه را كه آفريده نبوده ، و منفرد است و تنها بوده هنگامى كه سكنى ( چيزى كه به آن اطمينان به هم رسد ) نبوده تا به آن مأنوس شود ( و از انس با آن آرام گيرد ) و وحشت نكند از نبودنش ( پس چون شناختى او را ، اكنون بطور اجمال بدان كه او است خداوندى كه به قدرت كامله ) ( 9 ) مخلوقات را بيافريد بدون به كار بردن فكر و انديشه ( زيرا فكر در هر چيزى براى حصول امرى است كه نبوده و همهء اشياء براى خداوند متعال در مرتبهء ذات اوّلا و ابدا ثابت است ) و بى تجربه و آزمايشى كه از آن استفاده كند ( زيرا تجربه در بارهء كسى است كه بخواهد به آزمايش علم پيدا كند ، نه در بارهء خداى تعالى كه علم او عين ذات اوست ) و بى آنكه جنبشى در خود پديد آورد ( آفريدن او از روى حركت نيست ، زيرا حركت نفس تغيّر است و تغيّر از خواصّ امكان باشد ) و بى اهتمام نفسى كه در آن اضطراب و نگرانى داشته باشد ( كه آيا اين كار كه كرده صلاح بوده يا نه ، زيرا اضطراب و نگرانى مستلزم جهل بعواقب امور است ، و جهل