خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
486
نهج البلاغة ( فارسى )
آشكار شدن نور خورشيد خود را به آنچه مى طلبند برسانند و چگونه خداوند با درخشيدن نور خورشيد آنها را از رفتن به جاهائى كه نور به آن مى درخشد باز داشته ، و آنها را در جاهاى خودشان از رفتن در جائى كه نورهاى خورشيد درخشنده است پنهان نموده ( 7 ) پس آنها در روز پلكهاى چشمشان را بر حدقههاى آن گذاشتند ، و شب را چراغ قرار دادند كه بسبب آن براى درخواست روزيها راه مى جويند ، ( 8 ) و ديدههاى آنها را شدّت تاريكى شب مانع نمى شود ( بلكه همه چيز را مى بينند ) و از رفتن در شدّت تاريكى شب باز نمى ايستند ، پس چون خورشيد پرده از رخسار برداشت ( تاريكى را بر طرف نموده تابان شد ) و روشنيهاى روز آن هويدا گرديد ، و درخشندگى روشنى آن بر خانههاى سوسمارها در آمد ( آفتاب همه جا را فرا گرفت ) پلكها را بر اطراف چشمهاشان مى نهند و به آنچه در تاريكى شبها اندوخته اند قناعت مى نمايند . ( 9 ) پس منزهّ است خداوندى كه شب را بجاى روز وسيلهء روزى و روز را وسيلهء استراحت و آرامى آنها گردانيد ، و از گوشتهاشان براى آنها بالهائى قرار داد تا هنگام نيازمندى به پرواز با آنها بپرند ، گويا بالهاشان مانند لالههاى گوش ( انسان ) است كه داراى پر و استخوان نيست ، ولى تو مواضع رگها را آشكار و هويدا مى بينى ( رگها در بالهاى شب پره بجاى استخوان و نى در بال مرغان مى باشد ) ( 10 ) براى آنها دو بال است كه نازك نيست تا ( هنگام پر زدن ) پاره شود ، و كلفت نيست تا سنگين باشد ( و مانع پرواز آنها گردد ) پرواز ميكنند در حالى كه بچهّشان چسبيده و پناه بردهء به آنها است ، مى نشيند زمانيكه مادرش بنشيند ، و پرواز مىكند وقتى كه مادرش بپرد ، از مادر جدا نمى شود تا موقعى كه اعضائش قوّت گرفته و بالهايش براى پريدن آماده شود ، و تا گاهى كه راههاى زندگانى و سود خود را بشناسد ، ( 11 ) پس منزهّ است آفرينندهء همهء اشياء كه آفرينش او بى نمونه ايست كه پيشتر ، از غير او آفريده شده باشد ( اشياء را بر وفق حكمت و اقتضاى مصلحت ايجاد فرموده است ) .