خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
485
نهج البلاغة ( فارسى )
154 - از خطبههاى آن حضرت عليه السلام است كه در آن ( جملهاى از صفات حق تعالى و ) شگفتى آفرينش شب پره را ياد مى فرمايد : ( 1 ) سپاس خداوندى را سزا است كه و صفها از حقيقت شناسايى او ماندهاند ، و عظمت و بزرگى او خردها را ( از درك كردنش ) باز داشته است ، پس بكنه سلطنت و پادشاهى او راهى نيافتند ( زيرا خردها محدودند و او غير محدود ) ( 2 ) او است خداوند و پادشاه بحقّ و راستى كه ( هستى او در نظر هوشمندان ) هويدا است ، ثابت تر و آشكارتر از آنچه چشمها او را ببيند ( زيرا علم بوجود او عقلى است ، و عقل ديدهء باطنى است كه در آن غلط و اشتباه راه ندارد بخلاف چشم « ديدهء ظاهرى » كه اشتباه در آن بسيار است ، چنان كه هر چيز بزرگ را از دور كوچك ديده ، و باريدن باران را مانند خطّ مستقيم مى پندارد ) ( 3 ) عقلها براى اثبات حدّ و نهايت بكنه ذات او پى نبرده اند تا شبيه گرديده شده باشد ( زيرا او را حدّ و نهايتى نيست ) و وهمها براى تصوير نمودنش بر او راه نيافتند تا مثل و مانند او در وهم در آمده باشد ( زيرا براى او مانندى نيست تا وهمها آن را همانند او قرار دهند ) ( 4 ) خلائق را بى نمونه ( اى كه ديگرى ساخته باشد ، يا بى نمونهاى كه در نظر گرفته تصوير آن نموده باشد ) و بى مشورت نمودن از ديگرى و بى يارى خواستن از ياورى بيافريد ( زيرا پيش از خداوند موجودى نيست ، و تصوير و مشورت نمودن و يارى خواستن از لوازم امكان است ) پس بسبب امر ( تكوينىّ ) و ارادهاش آفرينش او منظّم شده و برقرار گرديده فرمانبر فرمان او شدند ، پس امرش را پذيرفته ردّ نكردند ، و اطاعت كرده سرباز نزدند ( خلاصه همهء مخلوقات تحت قدرت و توانائيش در آمده تسليم امر اويند ) . ( 5 ) و از جملهء صنعتهاى مورد تأمّل و دقّت او و از زمرهء آفرينشهاى شگفت آورش آنست كه بما نمودار نموده است از عجائب آفرينشى كه در اين شب پرهها است كه ( بين آنها با همهء حيوانات تفاوت است ، زيرا ) روشنائى روز كه گشايندهء ديدهء هر چيزى است ديدهء آنها را مى بندد ، و تاريكى شب كه ديدهء هر زندهاى را مى بندد ، ديدهء آنها را باز مىكند ، ( 6 ) و چگونه چشمهاشان تاريك و نابينا است از اينكه از خورشيد تابان در راههايى كه مى روند طلب نور و روشنى نمايند ، و در موقع