خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
466
نهج البلاغة ( فارسى )
در آن فتنه مردم مانند خرهاى وحشىّ در گلهّء يكديگر را گاز گرفته آزار رسانند ، ( 10 ) ريسمان متّصل ( قواعد دين و احكام شرعيهّ ) گسيخته شود ، و روى كار پوشيده گردد ( راه رستگارى ناپيدا شود ) در آن فتنه ( به جهت سكوت علماء و توانا نبودن بر سخن گفتن ) علم و دانائى كاسته گردد ، و ستمگران گويا شوند ، ( 11 ) و آن فتنه بيابان نشينان را به آهن لجام خود بكوبد و با سينهاش آنها را خورد كند ( تباهكارى همه جا را فرا گيرد ، مانند اسب سركشى كه شخص را زير پا گرفته به روى او افتد تا هلاكش سازد ) در غبار و گرد ( آثار و نشانهء ) آن فتنه تنها روندگان ( فضلا و دانشمندان ) تباه شوند ( از بين بروند ) و سواران ( دليران و توانايان ) در راه ( جلوگيرى از ) آن هلاك گردند ( كشته شوند ، خلاصه كمتر كسى از آن فتنه رهائى يابد ) ( 12 ) آن فتنه با تلخى قضاء ( سخترين حكم الهىّ ) وارد گشته خونهاى تازه و پاكيزه را بدوشد ( خونريزى بسيار شود ) و در نشانهء دين ( احكام شرعيهّ ) رخنه كند ( بطوريكه طبق قوانين شرع رفتار نكنند ) و پيمان يقين ( عقائد حقهّ ) را در هم شكند ( آنها را تغيير دهد ) ( 13 ) خردمندان دور انديش از آن بگريزند ، و پليدان و بد خواهان فكر و انديشه به كار برده در آن راه قدم نهند ، با رعد و برق ( غوغاء و آشوب ) باشد ( يا آنكه صداى شمشير ها هنگام بيرون كشيدن از غلاف و خونريزى در همه جا آشكار باشد ) بسيار سخت و با شتاب است ( مانند شخص دامن به كمر زده شتابان در كار ) ( 14 ) خويشان و نزديكان در آن از هم جدا گردند ، و دين اسلام از آن دورى و مفارقت نمايد ( چون جريان بر خلاف قواعد دين است ) بيزار از آن ( كسى كه از معاصى و آشوب دور باشد ) بيمار است ( به انواع سختى گرفتار ) و كوچ كننده ( كه بخواهد از آن بگريزد ) مانده است ( نجات و رهائى ندارد ) .