خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
465
نهج البلاغة ( فارسى )
( تير ) بلاها ( فساد و تباهكاريها ) هستيد كه ( پيدايش آنها ) نزديك است ، پس از غفلتها و مستى نعمت ( كه موجب زوال و نابودى آنست ) بپرهيزيد ( بدين خود اهميّت دهيد تا بيچاره نشويد ) و از سختيهاى كيفر ( بى اعتنائى بدين ) حذر كنيد ، و درنگ نمائيد در غبار و تاريكى شبهه ( اشتباه باطل بحقّ ) و كجى و ناهموارى ( راه ) فتنه هنگام پيدايش و آشكار شدن نهان و نصب قطب و گردش آسياى آن ( بى فكر و انديشه در امر مشتبه و مقدمّهء فتنه و فساد اقدام ننمائيد ، زيرا ) ( 5 ) فتنه و تباهكارى ، در راههاى پنهانى آشكار مىشود و زشتى و رسوايى بار مى آورد ( امر مشتبه موجب فتنه در ابتداء اندك است و كم كم بسيار مىشود ) نموّ و افزونى آن مانند نموّ جوان است ( كه بتدريج توانا مى گردد ) و نشانههاى آن مانند نشانههاى سنگ است ( كه بهر چه زده شود شكسته و خرد مىكند ) ( 6 ) ستمگران با پيمانى كه هر يك براى ديگرى مى گيرند ( و در بارهء او سفارش مى نمايند ) آن فتنه را ارث مى برند ، اوّل ايشان پيشواى آخرشان هستند ( كه آنها را به راه ضلالت و گمراهى مى برند ) و آخرشان ( در ستمگرى به نيكان ) پيرو اوّلشان مى باشند ، در ( بدست آوردن ) دنياى فرومايه ميل و رغبت داشته از يكديگر سبقت مى گيرند ، و بر سر مردار گنديدهء بد بو حرص زياد ورزيده با هم دشمنى ميكنند ، ( 7 ) و پس از زمان اندكى پيرو از پيشوا و پيشوا از پيرو بيزارى مى جويد ، پس به دشمنى از هم پراكنده ميشوند ، و هنگام ملاقات يكى ديگرى را لعن كرده دشنام مىدهد ( حاجّ شيخ عبد اللّه مامقانّى - رحمه اللّه - در كتاب تنقيح المقال فى أحوال الرّجال نقل فرموده كه معاوية ابن يزيد ابن معاوية بعد از پدرش چون به مسند خلافت نشسته بمنبر رفت و پدر و جدّ خود را لعن كرده دشنام داد و از آنها و رفتارشان بيزارى جست ، مادرش گفت : اى پسر كاش تو به شكل خون در كهنه مانده بودى ، گفت : مادر من همان را دوست مى داشتم . ) ( 8 ) پس بعد از اين فتنه مقدّمات فتنهء سختترى پيش آيد كه شكننده و با شتاب است ( مردم در آن بسيار پريشان و تباه مى گردند ) پس دلها بعد از استوارى به گرفتگى و تنگى مائل مى گردد ، و مردها بعد از سلامتى گمراه ميشوند ، و هنگام رو آوردن آن فتنه خواهشها ناجور گردد ، زمان پيدايش آن ، انديشهها ( ى درست به نادرست ) اشتباه شود ( پس نادان در آن سرگردان ماند ) ( 9 ) هر كه در صدد دفع آن بر آيد فتنه او را شكسته تباه گرداند ، و هر كه را در ( خاموش كردن ) آن سعى و كوشش كند خورد كرده نابود سازد ،