خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

455

نهج البلاغة ( فارسى )

149 - از سخنان آن حضرت عليه السلام است ( پس از ضربت زدن ابن ملجم بر فرق آن بزرگوار ، و ) پيش از وفاتش ( در اينكه مرگ به همه مى رسد ، و توصيه به پيروى از خدا و رسول و خبر دادن از وفات خود ) : ( 1 ) اى مردم ، هر مردى در عين اينكه از مرگ مى گريزد آن را ملاقات مىكند ، و مدّت زندگانى ميدان راندن جان است ( و مقصد بسر رسيدن عمر و در يافتن مرگ ) و فرار از مرگ نزديك شدن به آن است ( زيرا انسان براى فرار در صدد علاج بر مى آيد و حركت و كوششى مى نمايد كه آن خود موجب نابود كردن مدّت زندگانى است و از دست دادن مدّت زندگانى مستلزم رسيدن به مرگ است ، خلاصه مرگ دست ردّ به سينهء هيچكس نمى گذارد ، نه حقّ و نه باطل ) . ( 2 ) چه بسيار روزهايى را گذرانده‌ام كه در باب اين امر پنهان شده كنجكاوى مى نمودم ( در بى اعتنائى مردم بحقّ و مظلوميّت اهل آن و تمسّك بباطل و غلبه و توانائى پيروانش تحقيق و جستجو مى كردم ) پس ( به اين سرّ دست يافتم ، و ) خداوند نخواست مگر پنهان داشتن آن را ( از شما ، زيرا اين امر از مسائل مشكلهء قضاء و قدر است و عقل و فهم شما كوتاهتر از اينست كه آن را درك نمائيد . و نظير اين جمله در سخن پنجم آن حضرت است كه فرمود : اندمجت على مكنون علم لو بحت به لاضطربتم اضطراب الأرشية فى الطّوىّ البعيدة يعنى سكوت من براى آنست كه فرو رفته‌ام در علمى كه پنهان است و اگر ظاهر و هويدا نمايم آنچه را كه مى دانم شما مضطرب و لرزان مىشويد مانند لرزيدن ريسمان در چاه ژرف ) چه دور است آگاه شدن به آن ( زيرا ) علمى است پنهان شده ( و آشكار كردن آن براى هر كس سزاوار نيست ) ( 3 ) امّا وصيّت و سفارش من ( بشما ) خدا است كه چيزى را با او شريك قرار ندهيد ، و محمّد صلّى اللّه عليه و آله است كه سنّت ( احكام ) او را بى قدر و تباه نگردانيد ، اين دو ستون ( توحيد حقّ تعالى و شريعت پيغمبر اكرم ) را بر پا نگاه داريد ( زيرا بقاء اسلام و نظام امور مسلمانها در معاش و معاد بر توحيد خداوند سبحان و پيروى از سنّت حضرت رسول است ) و بيفروزيد اين دو چراغ را ( تا در تاريكى هاى نادانى و گمراهى سرگردان نمانيد ) و بر شما توبيخ و سرزنشى نيست مادامى كه ( از اين دو ) دور و پراكنده نشويد .