خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
619
نهج البلاغة ( فارسى )
شايستهاى كه بجا مى آورد ترسان است ، در شب همّت او صرف سپاسگزارى ( از نعمتهاى حقّ تعالى ) است ، و در بامداد ارادهاش ذكر و ياد خدا مى باشد ، شب را بسر مى برد در حالى كه از غفلت خويش ( كه مبادا در وظائف خود كوتاهى كرده باشد ) هراسان است ، و روز از احسان و مهربانى خدا ( كه او را مسلمان و پيرو محمّد و آل محمّد قرار داده ) شادمان است ، ( 15 ) اگر نفس در آنچه كه مائل نيست با او سركشى كند ( به سختى زير بار طاعت و بندگى رود ) خواهش آن را در آنچه دوست مى دارد انجام ندهد ، روشنى چشم او در چيزى است كه جاودان است ، و بى رغبتيش در چيزى كه باقى نمى ماند ( بآخرت چشم دوخته و به دنيا پشت پا زده ) بردبارى را با دانش و گفتار را با كردار مى آميزد ( زيرا بردبارى كه از روى دانش و خردمندى نباشد و گفتارى كه مقرون با كردار نبود نكوهيده است ) ( 16 ) او را مى بينى كه با آرزوى كوتاه و خطاء و لغزش اندك و دل فروتن و نفس قانع و خوراك كم و كار آسان و دين محفوظ و شهوت و خواهش از بين رفته و خشم فرو نشسته است ، مردم به نيكوئى او چشم داشته و از بديش آسودهاند ، ( 17 ) اگر در بين مردم غافل و بى خبر ( از خدا و رسول ) باشد از زمرهء آگاهان بشمار مى رود ( زيرا دل او به ياد خدا مشغول است ) و اگر در آگاهان باشد در شمار اهل غفلت نيايد ( زيرا در ذكر خدا تنها اكتفاء به زبان نمى كند كه از مردم غافل بشمار آيد ، بلكه دل او با زبانش يكى است ) ببخشايد كسى را كه به او ستم كند و احسان نمايد بكسيكه او را محروم گرداند ، و بپيوندد به آن كه از او جدا گردد ، در حالى كه از دشنام دادن و سخن زشت دور و گفتارش هموار است ، و كار نكوهيده از او ديده نشده و كار پسنديدهاش هويدا است ، نيكوئى او رو آورده و بديش پشت گردانيده ، ( 18 ) در سختيها با وقار و بردبار ، و در ناگواريها شكيبا و در خوشى و آسايش سپاسگزار است ، كسى را كه دشمن دارد بر او ستم ننمايد ، و آن را كه دوست دارد در بارهء او گناه نكند ( دوستى و دشمنى او را از تكليف شرعىّ باز ندارد ، چنان كه رويهّء مردم هوا پرست و ستمگر است ) بحقّ اقرار مىكند پيش از آنكه بر آن گواه آرند ( زيرا گواه در برابر انكار است و انكار حقّ دروغگويى است و آن منافى با تقوى و پرهيزكارى مى باشد ) آنچه به او بسپارند تباه نمى سازد ، و آنچه به يادش آورند فراموش نمى كند ، و كسى را به لقبهاى زشت ( كافر ، فاسق ، منافق و كلمات ناپسند ) نمى خواند ، و به همسايه زيان نمى رساند ، و به پيش آمدهاى ناگوار كه براى مردم رخ مىدهد شادى نمى نمايد ، ( 19 ) و در راه باطل و نادرست قدم ننهاده و از