خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
620
نهج البلاغة ( فارسى )
جادهّء حقّ بيرون نمى رود ، اگر خاموش نشست خاموشيش او را اندوهگين نمى گرداند ، و اگر بخندد آواز خندهاش بلند نمى شود ، و چون بر او ستم كنند شكيبائى پيش گيرد تا خدا انتقام او را كشد ، نفسش از دست او برنج و سختى گرفتار است ( زيرا بر خلاف هوا و خواهش او رفتار مى نمايد ) و مردم از او در آسايش هستند ( زيرا آزار بمردم بر اثر پيروى از خواهش نفس است ) در كار آخرت خود را برنج اندازد ، و مردم را از ( كار ) خويش به آسايش رساند ، ( 20 ) دورى او از اشخاص به جهت بى رغبتى و دورى نمودن است ( از دنيا پرستان ) و نزديكى او با آشنايان از جهت خوشخويى و مهربانى است ( با خدا پرستان ) دورى او از روى خودخواهى و بزرگى نبوده ، و نزديكيش از راه مكر و فريب ( چنان كه روش مردم دو رو است ) نمى باشد . ناقل اين خطبه گفت : ( چون سخن به اينجا رسيد ) همّام بيهوش شد و هم در آن بيهوشى از دنيا رفت ، پس امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : ( 21 ) آگاه باشيد سوگند به خدا كه از ( چنين پيش آمد بر ) او مى ترسيدم ، پس از آن فرمود : اندرزهاى درست به اهلش چنين ( تأثير ) مىكند ، يكى از حاضرين ( عبد اللّه ابن كوّاء كه از خوارج بود ) گفت : يا امير المؤمنين تو چه حال دارى ( چرا اين اندرزها در تو تأثير ندارد ، يا چون چنين گمان داشتى چرا باعث مرگ او شدى ) امام عليه السّلام فرمود : ( 22 ) واى بر تو هر اجلى را وقتى است كه از آن نمى گذرد ( دير و زود نمى گردد ) و سببى است كه از آن تجاوز نمى كند ، پس از اين گونه گفتار كه شيطان بر زبانت راند باز ايست ( بار ديگر مگو ، زيرا اعتراض بر امام از اضلال و دستور شيطان است ) .