خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

260

نهج البلاغة ( فارسى )

حيوانهاى نر كه هنگام هيجان شهوت و مستى كف بر لب مى آورند ، پس آب متلاطم به جهت سنگينى زمين كه در بر گرفت از هيجان و سركشى خود دست برداشته خضوع و فروتنى پيشه گرفت ، ( 39 ) و چون زمين در آن فرو رفته گسترده شد هيجان موج و زير و رو شدنش آرامش يافت ، و هنگاميكه به دوشهاى خود ( جوانبش ) بر روى آب غلطيد ( قرار گرفت ، امواج ) آب ذليل و شكسته ( ساكن ) گشت ، و بعد از هياهو و غوغا امواجش آرميده مغلوب و در حلقهء آهنين لجام گردن نهاده فرمانبردار و اسير و گرفتار شد ( خلاصه پس از قرار گرفتن زمين بر آب و امواج آن ساكن گرديد ) و زمين در ميان آن آب پر موج قرار گرفته آن را از تكبّر و نخوت و سركشى و بلند پروازى و بزرگى ( كه بر اثر جوش و خروش امواج خود غوغايى بر پا كرده بود ) باز داشت ، و از شدّت جريانش ( زير و رو شدن ) مانع شد ، پس آب بعد از خفّت و پستى ها فرو نشست ، و بعد از سركشى و بر جستن ( روى هم غلطيدن ) دور زمين را گرفت ، ( 40 ) پس چون هيجان آن در زير نواحى زمين آرام گرفت و خداوند سبحان كوههاى بلند و بزرگ را بر دوشها ( گوشه‌ها ) ى آن نصب كرد ، راه چشمه هاى آب را از بالاى زمين باز نمود و در بيابانهاى گشاده و اطراف و جوانب آن پراكنده ساخت ، و حركات زمين را بسبب كوههاى ثابت و برقرار كه از قطعهء سنگ سخت و عظيم و بلند فراهم آمد ، ساكن نمود ، پس زمين هم به جهت فرو رفتن كوهها در گوشه‌هاى سطح آن و نصب شدن در اعماقش و قرار گرفتن پست و بلنديهاى آن از حركت و جنبش آرام گرفت ، ( 41 ) و حقّ تعالى ميان فضاء و زمين را فراخ نموده هواء را براى نفس كشيدن ساكنين آن مهيّا فرمود ، و اهل زمين را با جميع آنچه به آن نيازمندند ( براى زندگى كردن بر روى آن ) بيافريد ، پس از آن زمين بى گياه را كه آب چشمه‌ها به جهت بلندى به آن نمى رسد و نهرهاى كوچك و رودخانه‌ها بر فراز آن راه نيابد به حال خود نگذاشت تا ابر را كه در هوا پديد آمده خلق فرمود كه مردهء آن را زنده كند ( زمين را آب داده ) و گياه آن را بروياند ( چنان كه در قرآن كريم س 32 ى 27 مى فرمايد : أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنّا