خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : مجهول قرن 5 و 6 )

15

نهج البلاغة ( فارسى )

خلقه ، و جعلهما حمى و حرما على غيره ، و اصطفاهما لجلاله . و جعل اللّعنة على من نازعه فيهما من عباده . ( 1 ) ثمّ أختبر بذلك ملائكته المقرّبين ، ليميّز المتواضعين منهم من المستكبرين ، فقال سبحانه و هو العالم بمضمرات القلوب ، و محجوبات الغيوب : إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ فَإِذا سوَيَّتْهُُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلّا إِبْلِيسَ . ( 2 ) اعترضته الحميّة فافتخر على آدم بخلقه ، و تعصّب عليه لأصله . فعدوّ اللّه در پوشيد عزّت و بزرگوارى را ، و اختيار كرد اين دو را براى نفس خود نه خلق خود ، و گردانيد اين دو را [ به ] حمايت [ خاصّ خود ] ، و حرام [ كرد ] بر غير خود ، و برگزيد آن ها را براى بزرگى خود ، و گردانيد لعنت را بر آن كس كه منازعت كرد در اين دو با او از بندگان او . ( 1 ) پس بيازمود به [ سبب اختصاص دادن ] اين [ دو صفت به خود ] ، فرشتگان خود را كه نزديك گردانندگان او [ يند ] ، تا جدا كند فروتنى كنندگان را از ايشان از تكبّر كنندگان . پس گفت او تعالى ، و او است دانا به ضميرهاى دل ها ، و باز داشت هاى غيب ها : « كه بدرستى كه من آفريننده‌ام آدمى را از گل ، پس چون راست گردانم او را و در دمم در او از روح خود ، پس در افتيد مر او را سجده كنندگان ، پس سجده كردند فرشتگان همهء ايشان همه مگر ابليس » . ( 2 ) در معرض آمد او را حميّت پس فخر كرد بر آدم به آفريدن خود ، و تعصّب كرد بر او براى اصل خود ، پس دشمن خدا [ است ] پيشواى متعصّبان ، و پيشين تكبر كنندگان ، آنك