الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
362
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
ان المضارع بكون مشترك معنويا بين الحال و الاستقبال 1 ) و لا معنى له 2 ) الا ان يكون له 3 ) خصوص معنى صح انطباقه 4 ) على كل منهما 5 ) مىشود و به اين نحو هر دو زمان را افاده مىكند كه اين اقوال ( مشترك لفظى و مجاز ) هر دو خلاف مشهور مىباشد لذا بايد گفت زمان در مدلول فعل هيچگونه دخالتى ندارد . وجه تأييد : اينكه مرحوم آقاى آخوند اين مطلب را به صورت تأييد مطرح كردند نه دليل ، بخاطر اين است كه : اقوال در زمينه فعل مضارع مختلف است زيرا بعضى از نحاة قائلند كه فعل مضارع بر زمان حال دلالت مىكند و بعضى ديگر قائل به زمان استقبال هستند و بعضى هم مىگويند مشترك لفظى است و تأييد مزبور فقط در صورتى صحيح است كه واقعا مضارع مشترك معنوى بين حال و استقبال باشد و حال آنكه مشترك معنوى بودن آن ثابت نشده است . 1 ) بنابر نظر مشهور 2 ) مشترك معنوى 3 ) مضارع 4 ) معنى 5 ) حال و استقبال « 1 »
--> ( 1 ) - از مثالى كه ذكر شد تسامح آنچه ايشان در اينجا ذكر كردند معلوم مىشود زيرا ايشان فرمودند ان للمضارع معنى يصح انطباقه على الحال و الستقبال . وجه تسامح اين است كه : معناى فعل - چه ماضى و چه مضارع - منطبق بر زمان نيست بلكه معناى فعل در جايى كه فاعل از زمانيات است منطبق بر نسبت خارجيه مقتضيه براى زمان مىباشد همينطور در جمله اسميه مثل زيد ضارب فتدبر . ( دروس آقاى تبريزى جلد 1 صفحه 181 )