الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

359

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

براى صحت مجاز نداريم ، و همچنين حكمت وضع ايجاب مىكند ، يك معنى از جمله فهميده شود لذا نمىتوان گفت اگر فعل به امور زمانى مثل زيد در مثال علم زيد نسبت داده شد يك معنى دارد و اگر به مجرد يا نفس زمان اسناد داده شود معناى ديگر ! پس همه افعال يك معنى دارند ، و زمان داخل در افعال نبوده و معناى آن از خصوصيت ديگر به دلالت التزاميه فهميده مىشود . « 1 »

--> ( 1 ) - مرحوم آقاى آخوند خصوصيت ذكر شده كه دلالت بر زمان مىكند را در فعل ماضى تحقق و در فعل مضارع تقرب معرفى كردند و فرمودند آن دو خصوصيت دلالت بر زمان دارد نه خود فعل حال بعضى بر اين خصوصيت اشكال كرده‌اند كه : فعل مضارع گاهى مواقع در موردى استعمال مىشود كه شامل آن خصوصيت ذكر شده نيست مثل اين مثال ( انى اتقرب ان يعلم زيد او ياكل او يسافر ) حال در اين مثال معنى ندارد كه فعل مضارع مشتمل بر خصوصيت تقرب باشد زيرا در اين صورت معناى عبارت اينچنين مىشود ( انى اترقب ترقب علم زيد ) كه معناى است غير مقصود ، بعضى ديگر مىگويند خصوصيت فعل ماضى تحقق و فعل مضارع تقرب نيست ، تا اشكال ذكر شده وارد باشد بلكه آن خصوصيت ، نسبت تحقق در ماضى و نسبت تقرب در مضارع مىباشد به اين معنى كه مدلول فعل مضارع عبارت است از نسبتى كه ورود تقرب بر آن نيست قابليت داشته باشد و آن نسبت اين شأنيت را داشته باشد كه تقرب به آن تعلق گيرد و همچنين نسبت در فعل ماضى نسبت تحقق به صورت شأنى است نه فعلى . اما اشكال اين نظريه اين است كه چنين چيزى تفريق و بيان براى جهت فرق ( فرق بين فعل ماضى و مضارع ) نيست بلكه عين مدعى مىباشد زيرا مطلوب ما بيان كردن جهت واقعيتى است كه باعث فرق بين دو فعل ماضى و مضارع مىشود و آن نسبتى كه در فعل ماضى هست در فعل مضارع نيست ولى آنچه ذكر شد اين را افاده نمىكند . فتحقيق ان يقال : آن خصوصيتى كه فعل ماضى بر آن دلالت مىكند ملازم براى زمان در زمانيات است كه به آن سبق مىگويند و آن دلالت بر سبق تحقق نسبت مىكند ، و خصوصيتى كه فعل مضارع بر آن دلالت مىنمايد ، لحوق مىباشد و آن لحوق دلالت بر لحوق تحقق نسبت مىكند . توضيح اينكه : سبق و لحوق متقوم بر زمان نيستند كما اينكه بعضى توهم كرده‌اند به لحاظ ان السبق ينتزع عن وجود الشئى قبل آخر و فى زمان سابق على زمان الآخر بلكه سبق و لحوق دو امر انتزاعى مىباشند -