الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

351

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

ثالثها 1 ) [ مقدمه سوم : علت خروج افعال و مصادر از محل بحث ] 1 ) علاوه بر مقدمه اول ، ما در همان اول بحث مشتق ويژگىهاى مشتق اصولى را بيان كرديم و معلوم شد كه چه مواردى داخل در حريم نزاع هستند و كدامها خارج‌اند . افعال ، مصادر مجرد و مزيد داخل در حريم بحث مشتق نيستند ، حال در مقدمه سوم ، بحث پيرامون علت خروج اين موارد مىباشد كه ما چگونگى خروج هريك از آنها را براى شما بيان كرديم در اينجا هم مىگوئيم از آنجا كه هريك از افعال ، مصادر مجرد و مزيد جرى بر ذات ندارند لذا جزء مشتق اصولى به حساب نمىآيند يعنى علت خروج عدم جرى است . مثلا افعال چه به صورت خبرى باشند مثل فعل ماضى و مضارع وجه به صورت انشائى ، مثل امر و نهى ، به هيچ‌وجه جرى بر ذات ندارند . بطور مثال فعل ضرب يا يضرب را در نظر بگيريد آيا مىتوان گفت زيد ضرب يا زيد يضرب ؟ خير زيرا زيد ، ضرب يا يضرب نيست و اين دو با هم ديگر اتحاد ندارد و نمىتوان گفت زيد همان ضرب يا يضرب مىباشد به عبارت ديگر بين زيد و افعال حمل حقيقى كه از آن به حمل ( هو هو ) نيز تعبير مىشود وجود ندارد ولى حمل ( ذو هو ) ميان ذات و افعال وجود دارد يعنى مىتوان گفت زيد ، ذو ضرب است ولى ذات با فعل هيچگونه اتحاد حقيقى ندارد بله مىتوان ميان ذات و افعال نسبتهايى را فرض كرد يعنى همان‌طور كه قبلا ( در ميان مبادى المشتقات بحسب الفعليه و الشأنيه . . . ) پيرامون اتحاد تلبس ذات و مبدأ بيان شد و گفتيم ميان ذات و مبدأ روابط و نسبتهاى از قبيل صدورى و شأنى . . . وجود دارد در اينجا هم يعنى ميان ذات و افعال ، همان نسبتها نيز جريان دارد و اين نسبت و نحوه تلبس ذات به افعال ، مىتواند بصور مختلفى باشد ، مثلا در بعضى به صورت فعليه مانند