الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
352
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
ان من الواضح خروج الافعال و المصادر المزيد فيها 1 ) عن حريم النزاع لكونها 2 ) غير جارية على الذوات ضرورة ان المصادر المزيد فيها كالمجرد 3 ) فى دلالة على ما يتصف به 4 ) الذوات و يقوم بها 5 ) ضرب ، و در بعضى به صورت شأنيه مثل ميوه دادن براى درخت ، و در بعضى به صورت صناعت مثل نجارى ، و در برخى ديگر به صورت ملكه مانند اجتهاد بروز و ظهور كند و الا اگر چنين نسبتى هم موجود نباشد و ما فعلى را به ذاتى نسبت دهيم كه چنين اطلاقى بطور كلى غلط و اشتباه مىشود خلاصه اينكه درست است كه بين ذات و افعال رابطه هست ولى اين رابطه مىتواند به شكل فعليت و شأنيت و صناعة و ديگر موارد صورت پذيرد ولى اين چنين رابطهاى باعث نمىشود كه ما بتوانيم افعال را بر ذوات حمل نمائيم . 1 ) افعال 2 ) مصادر مزيد 3 ) اينگونه مصادر مانند افعال ، چون جرى بر ذات نداشته و با ذات اتحاد ندارند ، جزء مشتق اصولى به حساب نمىآيند مثلا نمىتوان گفت زيد اكل يا زيد ضرب يا زيد علم زيرا زيد با اكل و ضرب و علم اتحاد حقيقى ندارد بلكه فقط اگر بخواهيم مبالغه را برسانيم مىتوانيم بگوئيم زيد علم يا عدل و همچنين مصادر مزيد مانند مجرد چون اتحاد حقيقى با ذات نداشته و حمل اين همانى و هوهو ميان ذات و مصدر وجود ندارد ، جزء مشتق اصولى به حساب نمىآيند مثلا نمىتوان گفت زيد اكرام . 4 ) ضمير به ماى موصول برمىگردد و منظور از ماى موصول مبادى مىباشد 5 ) ذات