الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
328
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
لكل منها 1 ) من المعنى عما اتفق عليه 2 ) الكل و هو كما ترى 3 ) و اختلاف 4 ) انحاء 1 ) صفات 2 ) به ماى موصول برمىگردد [ جواب آخوند به صاحب فصول ] 3 ) جواب آقاى آخوند به توهم صاحب فصول : اولا چنين اتفاقى ميان علما در اين زمينه وجود ندارد مثلا در اسم زمان و مكان كه در مقدمه دوم از همين بحث مطرح خواهد شد مشاهده مىكنيم كه ادعاى صاحب فصول درست نيست . خلاصه بحث در اسم زمان اينكه : منحصر بودن مصداق در اسم زمان ، دليل بر اين نيست كه اسم زمان فقط در متلس فى الحال وضع شده باشد و موضوعله خاصى داشته باشد بلكه وضع در اسم زمان از قبيل وضع عام موضوع له عام مىباشد و وقتى چنين شد مىتواند شامل تعداد زيادى از موارد بشود ولو اينكه يك مصداق خارجى بيشتر نداشته باشد در نتيجه بحث مشتق مىتواند در اسم زمان نيز جريان داشته باشد كه آيا اسم زمان فقط در متلبس بالفعل حقيقت است يا علاوه بر آن در ما نقض نيز حقيقت مىباشد ؟ ثانيا اينكه در اسم مفعول گفتيد تشخيص موارد ذكر شده با عرف مىباشد نيز صحيح نمىباشد زيرا نبودن نزاع ميان عرف و اهل محاوره دليل بر اين نيست كه ميان علماء و اصوليين نيز نزاع نباشد . 4 ) سومين دليلى كه ممكن است صاحب فصول بخاطر آن قائل به اين نظريه شده باشند از اين قرار است : نحوه تلبس ذوات به مبدأ در همه مشتقات يكسان نيست و همين مطلب باعث مىشود كه ظابطه كلى در ما نحن فيه وجود نداشته باشد مثلا برخى