الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
321
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
بالمبدأ و اتحدها 1 ) معه 2 ) بنحو من الاتحاد 3 ) 1 ) ذات 2 ) مبدأ 3 ) در مباحث قبل پيرامون اولين ويژگى مشتق اصولى عرض كرديم كه مشتق اصولى ، مشتقى است كه جرى بر ذات داشته و با آن در خارج به نحوى از انحاء متحد باشد حال در اين قسمت انواع اتحاد ميان ذات و مبدأ اشتقاق بيان مىشود : 1 - اتحاد حلولى : يعنى ذات ظرف و محل مبدأ اشتقاق باشد مثلا وقتى عالم را بر ذات حمل مىكنيم و مىگوئيم زيد عالم ، علم در زيد حلول كرده و زيد محل و ظرف علم است . عناوينى مثل سياهى ، سفيدى موت ، حيات و . . . از اين قبيل مىباشند . 2 - اتحاد انتزاعى : مبدأ اشتقاق گاهى انتزاعى است و به اين نحو با ذات متحد مىشود مثل فوقيت ، تحتيت و همچنين صفات خداوند تبارك و تعالى جزء اين گونه از صفات هستند . « 1 »
--> ( 1 ) - بحث مشتق يا عقلى است يا لغوى ، اگر بحث عقلى باشد انتزاع مفاهيم از ذواتى كه از اوصاف و مبادى خالى هستند امكانپذير نمىباشد و الا انتزاع هر شىء از شىء ديگر نيز صحيح خواهد بود كه چنين نيست و از اينجا دانسته مىشود كه ذاتى كه فاقد مبدأ باشد ، نيل مشتق از آن غير ممكن است زيرا عناوين انتزاعيه معلولهاى منشأ انتزاع آنها مىباشند . پس عناوين انتزاعيه يا حلولى ، جزء بحث نيستند اما آقاى بروجردى مىفرمايند صدق هر عنوانى بر ذات ، متوقف است وجود ملاكى كه مصحح حمل باشد و اگر اين ملاك نباشد يا لزوم صدق هر مفهومى بر هر ذاتى بوجود مىآيد يا مستلزم ترجيح بالا مرجح خواهد بود . مثلا وقتى مىگوئيم الجدار ابيض ، « الجدار » مصداقى براى عنوان « البيض » است و الا چرا اين عنوان بر جدار غير ابيض صادق نيست ؟ با اين بيانات روشن مىشود كه بين دو گروه ( قائلين به اعم و اخص در مشتق ) اختلافى نيست زيرا قائلين به اعم مىگويند در تحقق مصداقيت - كه مصحح حمل است - آن حيثيت اعتباريه حاصله بر ذاتى كه -