الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
318
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
درساش تمام شده و پزشك شده است اگر بگوئيم زيد ضارب است يا زيد پزشك است بالاتفاق چنين استعمالى حقيقى است . پس همانطور كه معلوم شد فقط در مورد اول يعنى در تلبس ذات به مبداى كه در گذشته به آن متصف بوده اختلاف است كه آيا استعمال مشتق بر ذاتى كه حال « 1 » تلبساش به مبدأ گذشته حقيقت است يا مجاز ؟ اقوال در اينجا مختلف است عدهاى علاوه بر صورت سوم كه ذات فى الحال تلبس به مبدأ داشت و بالاتفاق استعمال مشتق در آن حقيقت بود ، در اينجا نيز قائل به حقيقتند يعنى طرفدار حقيقت در اعم از متلبس به مبدأ فى الحال و ما النقضى عنه المبدأ مىباشند و عدهاى هم فقط در صورت سوم يعنى در خصوص تلبس ذات به مبدأ فى الحال طرفدار حقيقتاند و اخص شدهاند .
--> ( 1 ) - وقتى مىگوئيم آيا مشتق در متلبس به مبدأ فى الحال حقيقت است يا علاوه بر آن در ما نقض نيز حقيقت مىباشد ميان اصوليين اختلاف است كه منظور از كلمه « الحال » چيست ؟ به طور كلى سه نظريه در اينجا مطرح است اكثر آنها مراد از « الحال » را حال تلبس مىدانند يعنى زمانى كه ذات واقعا متصف به آن صفت بوده مدنظر مىباشد . برخى ديگر قائلاند كه مراد از آن ، حال نطق مىباشد يعنى زمانى كه متكلم آن نسبت را بر زبان جارى مىكند و به آن تكلم مىنمايد . بعضى ديگر مىگويند مراد از الحال ، حال نسبت و جرى مىباشد و بحث مفصل آن در مقدمه پنجم خواهد آمد .