الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

319

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

انه 1 ) اختلفوا فى ان المشتق حقيقه فى خصوص ما تلبس بالمبدأ فى الحال 2 ) او فيما يعمه 3 ) و انقض عنه 4 ) على اقوال 5 ) بعد الاتفاق على كونه 6 ) مجازا فيما يتلبس به 7 ) . . . و تفصيل الأقوال فيها 8 ) و بيان الاستدلال عليها 9 ) . . . احدها 10 ) اعمىها خود به چند گروه تقسيم شده‌اند عده‌اى مثل ميرزاى قمى حقيقت را به صورت مشترك لفظى مىدانند و عده‌اى هم طرفدار مشترك معنوى هستند . مرحوم آخوند قبل از وارد شدن به بحث كه آيا مشتق فقط در متلبس به مبدأ فى الحال حقيقت است يا در اعم نيز حقيقت مىباشد ، شش امر را به صورت مقدماتى ذكر مىكنند و بعد وارد ادله هريك از دو قول مىشوند . 1 ) شأن 2 ) همان‌طور كه در پاورقى اشاره شد منظور از اين كلمه در مقدمه پنجم از همين بحث روشن مىشود . 3 ) حال 4 ) ضمير به ماى موصول برمىگردد و منظور از « ما » ذات مىباشد 5 ) دو قول كلى در اين زمينه وجود دارد 6 ) مشتق 7 ) به ماى موصول برمىگردد 8 ) مسأله 9 ) مسأله [ آيا مشتق در ما تلبس بالمبدا حقيقت است يا مجاز ] [ تنبيه بر مقدماتى قبل از بيان اقوال ] [ اولين مقدمه بحث مشتق درباره مراد از مشتق مىباشد ] 10 ) مقدمه اول پيرامون معناى مشتق و بحث‌هاى اختلافى پيرامون حقيقت و معناى مشتق ميان اصوليين مىباشد . همان‌طور كه قبلا گفتيم مشتق اصولى كلمه‌اى