الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
312
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
. . . فضلا عن جوازه 1 ) و كلنك 2 ) غفلت 1 ) استعمال لفظ در اكثر از معنى [ جواب آخوند به توهم مطرح شده ] 2 ) مرحوم آقاى آخوند مىفرمايند چنين مطالبى اصلا ربطى به استعمال لفظ در اكثر از معنى ندارد بلكه شايد مراد از اين روايات دو احتمال زير باشد : الف - الفاظ قرآن در يك معنى بيشتر استعمال نشده است و آن هفت يا هفتاد بطن همزمان و همراه با آن معانى اصلى و ظاهرى اراده شده است بدون اينكه الفاظ قرآن براى آن هفت يا هفتاد بطن وضع شده باشند به عبارت ديگر موضوع له الفاظ قرآن فقط همان معانى ظاهرى است و آن هفت يا هفتاد بطن نيز مراد متكلم هست ، اما لفظى به ازاء آنها وضع نشده است تا استعمال لفظ در اكثر از معنى بوجود آيد مانند اينكه مىگوئيم بهار آمده و همراه با آن لفظ علاوه بر معناى ظاهرى ، شكوفه دادن گلها و سبز شدن درختان را نيز اراده مىكنيم . « 1 »
--> ( 1 ) - آقاى خوئى احتمال اول را قبول ندارند و در آن مناقشه مىكنند ولى احتمال دوم را مىپذيرند : اگر مراد از بطون توجيه اول باشد ، موجب عظمت قرآن نبوده و برترى آن از ساير محاورات استفاده نمىشود زيرا همين ادعا را نيز مىتوان نسبت به ساير محاورات غير قرآنى داشت بلكه اراده چنين بياناتى هنگام تكلم به الفاظ مهمله نيز ممكن است پس از اين جهت فرقى بين كتاب و غير آن وجود ندارد بلكه از اين جهت فرقى بين الفاظ مهمل و موضوع نيز نيست و همگى مساوى هستند بنابراين لازمه چنين ادعاى اين است كه بطون ذكر شده ، بطون قرآنى نبوده و اجنبى از آن مىباشد . نهايت مىتوانيم بگوئيم كه بطون در حال تكلم اراده شده است و هر دو مطلب ( اجنبى بودن بطون و اراده آنها در حال تكلم ) مخالف صريح رواياتى است كه قرآن را داراى بطون معرفى مىكند مثل روايت ما فى القرآن آية الا و لما ظاهر : ظهر : و بطن . . . الخ و روايت ( و اذا التبست عليكم الفتن كقطع الليل المظلم فعليكم بالقرآن فإنه شافع مشفع الى ان قال و له ظهر و بطن فظاهره حكم و باطنه علم ظاهره انيق و باطنه عميق و له تخوم و على تخومه تخوم لا تحصى عجائبه و لا تبلى غرائبه ) مخاضرات جلد 1 صفحه 213