الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

311

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

وهم و دفع 1 ) [ ذكر توهمى براى جواز استعمال لفظ در اكثر از معنا ] 1 ) در اين قسمت توهمى بيان مىشود و مرحوم آقاى آخوند از آن جواب مىدهند و قائلين جواز نيز مىتوانند اين توهم را شاهدى بر جواز استعمال لفظ در اكثر از معنى به حساب آورند . متوهم مىگويد اگر استعمال لفظ در اكثر از معنى جايز نيست ، پس چرا رواياتى داريم كه مىگويد ( ان للقرآن سبعة بطون او سبعين بطنا ) حال اگر قرآن هفت يا هفتاد بطن دارد پس بايد الفاظ قرآن در هفت يا هفتاد معنى استعمال شده باشند كه روايات اين چنين ادعاى را دارند پس طبق اين روايات استعمال لفظ در اكثر از معنى نه تنها جايز بوده بلكه واقع هم شده است و به قول معروف بهترين دليل بر امكان يك مطلب وقوع آن است .

--> - ولى صحيح نمىباشد زيرا جواب ايشان زمانى درست است كه ما از قرآن يا شعر نفس كلامى كه در خارج القا مىشود را اراده نمائيم فيكون الفرد الآخر من المماثل له و معه لا نسلم القرأه على ايجاد المماثل بعنوان انه مماثل فقط زيرا ايجاد مماثل عرفا ايجاد مماثلت به حساب نمىآيد تا گفته شود قارى ، شعر يا قرآن را قرائت نمود ، بلكه گفته مىشود او آنچه مماثل شعر فلانى است يا آنچه مماثل قرآن است را ايجاد نمود بله چنين كارى ايجاد قرآن به حساب مىآيد و اگر قصد حكايت و كشف ممثال از آن داشته باشد عرفا ايجاد شمرده مىشود ولى در هر حال محذور باقى است . على اى حال آنچه محقق اصفهانى ذكر كردند به آسانى قابل قبول نيست زيرا قرائت شعر به يكى از دو حالت زير امكان‌پذير مىباشد : يا ايجاد لفظ به قصد حكايت از شعر است كه به آن گفته مىشود شعر را قرائت نمود . يا ايجاد فردى براى شعر است كه به آنچه ايجاد مىشود گفته مىشود كه آن شعر فلانى است و او شعر فلانى را قرائت كرد . بنابراين بدون يكى از دو حالات فوق صدق قرائت شعر ممكن نيست بلكه به ايجاد فرد مماثل بعنوان انه مماثلت نيز امكان‌پذير نمىباشد . نتيجه كلى بحث اين‌كه : هيچ مانعى از قصد معنى همراه با قصد قرائت براى صحت نماز وجود ندارد و وجهى براى اشكال مطرح شده نيست . منتقى الاصول جلد 1 صفحه 320 تا 323