الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
266
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
تارة 1 ) بان يكون 2 ) داخلا فيما يأتلف منه 3 ) و من غيره 4 ) و جعل جملته 5 ) متعلقا للامر ، فيكون جزا له 6 ) و داخلا فى قوامه 7 ) ، و اخرى 8 ) قسم سوم : آن شئى در مصداق بنحو جزئيت دخالت دارد و باعث تشخص و تحقق خارجى مأموربه مىشود و فرقى نمىكند كه باعث نقصان يا كمال آن مصداق شود مانند قنوت و تكرار ذكر ركوع و سجود براى نماز كه باعث مزيت و كمال نماز مىشود و همچنين مانند تكتف كه براى نماز مكروه بوده و ثواب نماز را كم مىكند . قسم چهارم : آن شئى ، در مصداق بنحو شرطيت دخالت دارد و مانند قسم سومى فرقى نمىكند كه باعث كمال يا نقصان آن مورد شود مثل جماعت يا خواندن نماز در مسجد براى نماز كه باعث فضيلت و كمال نماز است و همچنين مانند خواندن نماز در حمام كه باعث قلت ثواب نماز مىشود . توضيحات بيشتر در مورد اين چهار قسم در خلال بحث خواهد آمد . 1 ) قسم اول 2 ) شئى 3 ) شئى . و فرقى نمىكند كه آن شئى امر وجودى باشد يا عدمى 4 ) شئى 5 ) آن كه از آن شئى و غير آن تأليف يافته يعنى همان مأموربه . 6 ) مأموربه . 7 ) مأموربه . يعنى آن شئى جزء آن مأموربه بوده و باعث قوام آن مىشود . 8 ) قسم دوم . كه شئى ، شرط مأموربه بوده و از ماهيت آن خارج مىباشد .