الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
87
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
الخامس [ ( الخامس ) اخذ اراده در معانى الفاظ ] مقدمه پنجم در مورد اين است كه آيا الفاظ براى معانى خودشان بما هى هى ( بدون داشتن قيد و شرطى ) وضع شدهاند يا اينكه الفاظ وضع شدهاند براى معانى بما هى مراده ( يعنى الفاظ وضع شده باشند براى معانى كه مراد متكلماند مثلا انسان وضع شده باشد براى حيوان ناطقى كه در ذهن و مراد لافظ است ) بعبارت ديگر آيا اراده « 1 » در موضوعله يا مستعمل فيه الفاظ دخالت دارد يا نه ؟ مرحوم آخوند مىفرمايند ما در مبحث حروف عرض كرديم كه قصد و لحاظ كردن چه به صورت آلى و چه به صورت استقلالى داخل در موضوعله يا مستعمل فيه حروف نيست بلكه از مسوغات و مقومات استعمال است و الا تعدد لحاظ بوجود مىآيد كه باطل است .
--> ( 1 ) - اراده معانى مختلفى دارد : الف - مفهوم اراده كه منطبق بر مصاديق اراده مىشود كه همان معناى اسمى بوده و لفظ اراده براى آن وضع شده است و در ما نحن فيه داخل نمىباشد و اختلافى در اين مورد نيست . ب - اين مورد از اراده ، ارادهى انشائيه مىباشد كه قسم خاصى از مفهوم بالا است و آن معناى حرفى مىباشد كه هيئت افعل و مانند آن براى آن وضع شده است . اين معنا نيز مانند قبلى در ما نحن فيه داخل نيست . ج - قسم سوم ، ارادهى حقيقيهى عارض بر نفس ناطقه مىباشد و مانند قسم قبلى معناى حرفى است و همين معنا محل نزاع در ما نحن فيه است . اگر فرض شود كه لفظى از الفاظ براى آن ( - اراده به اين معنا ) وضع شده ، آن لفظ از حروف خواهد بود . و اگر اين معنا از اراده ، داخل در مفهوم شىء بود ، آن شئى از اسماء متضمن معناى حرفى بوده و مبنى مىشود . د - ارادهى مصداقيه ذهنيه كه مانند دو صورت اول داخل در محل نزاع نيست .