الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
84
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
اذا قصد به فرد مثله . 1 ) و بالجمله 2 ) 1 ) حين در دارد و به لفظ برمىگردد . 2 ) تقريبا همان مطالبى است كه در عبارت ( اللهم الا ان ياقل ) بيان كردند و دوباره در عبارت ( لكن الاطلاقات المعروفه ) كه در ادامه مىآيد همين مطالب را اثبات مىكنند . حال مرحوم آخوند در اينجا مىفرمايند اگر لفظ مرأت و آينهاى براى نوع و صنف باشد و حكايت از نوع و صنف بنمايد حتما از مقوله استعمال خواهد بود ، در اين حالات ديگر كلمه زيد و ضرب موضوع نيستند بلكه همان نوع و صنف موضوع واقعى جمله هستند و اين دو كلمه تنها وسيلهاى براى اشاره كردن به نوع و صنفاند به عبارت ديگر داخل در مقوله استعمال بودن يا نبودن بستگى به قصد متكلم دارد اگر قصد حكايتگرى از نوع يا صنف داشته باشد داخل در مقوله استعمال هست و اگر قصد حكايتگرى نداشته باشد داخل در مقوله استعمال نيست . حال براى هريك از اطلاق لفظ و اراده نوع ، و اطلاق لفظ و اراده صنف ، دو مثال زديم كه يك به يك بحث مىكنيم . اطلاق لفظ و اراده نوع ضرب فعل ماض زيد لفظ در اين دو مثال اگر متكلم « ضرب » و « زيد » را مرأتى براى نوع ضربها و زيدها قرار داده باشد به اين صورت كه مخاطب به نوع ضرب و زيد منتقل شود ، از باب استعمال محسوب مىشود پس فرقى ميان دو مثال نيست ولى اگر متكلم منظوراش از