الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
76
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
بيان ذالك : انه ان اعتبر دلالته على نفسه 1 ) اعتبر دلالته على نفسه 2 ) حينئذ 3 ) لزم الاتحاد ، 4 ) و الا 5 ) لزم تركبها 6 ) . . . 1 ) مىدانيم براى صحت يك قضبه سه جزء نياز است : 1 - موضوع 2 - محمول 3 - نسبت ميان اين دو ، حال صاحب فصول مدعى هستند كه اگر لفظ بتواند از خودش حكايت كند بايد يكى از دو مطالب زير صحيح باشد : الف ) يا بايد موضوع و محمول ( يعنى دال و مدلول ) با يكديگر متحد باشند يعنى وقتى متكلم مىگويد زيد لفظ و منظوراش از زيد ، همان زيدى است كه به آن تكلم كرده ، لازمه چنين اطلاقى اين است كه زيد همان لفظ ( زيد - لفظ ) باشد يعنى موضوع و محمول يكى شوند در حالى كه چنين چيزى صحيح نيست . ب ) و يا بايد قضيه بجاى اينكه سه جزء داشته باشد ، از دو جزء تشكيل شود يعنى از محمول و نسبت ، زيرا طبق فرض موضوع و محمول يك شئى بيشتر نيست . « 1 » 2 ) ضمير در هردو به لفظ برمىگردد 3 ) يعنى زمانى كه از لفظ اراده شخص بشود 4 ) محذور اول 5 ) يعنى اگر دلالت را معتبر نمىدانى 6 ) محذور دوم
--> ( 1 ) - ايراد سومى نيز مرحوم مشكينى گرفتهاند : لازمه چنين كارى اين است كه استعمال بيش از يك انتقال نداشته باشد ، در حالى كه در هر استعمالى 2 انتقال خوابيده است الف - انتقال به لفظ ب - انتقال به معنى ، و منشأ اين تعدد انتقال ، تعدد منتقلاليه است و اگر دال و مدلول شئى واحدى باشند ، منتقلاليه تعددى ندارد لذا انتقال هم تعدادى نخواهد داشت . شرح مرحوم مشكينى جلد 1 صفحه 106