الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
72
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
[ ( الرابع ) اطلاق لفظ و اراده نوع ، صنف ، شخص و مثل ] الرابع : مبحث قبلى در مورد اين بود كه لفظى را به كار مىبريم و از آن لفظ معناى مناسب آن را اراده مىكنيم اما مبحث الرابع در مورد به كار بودن لفظ و اراده لفظ ديگر است . مرحوم صاحب كفايه براى اطلاق لفظ بر لفظ چهار مورد بيان مىكنند 1 - اطلاق لفظ و اراده نوع . 2 - اطلاق لفظ و اراده صنف . 3 - اطلاق لفظ و اراده مثل . 4 - اطلاق لفظ و اراده شخص . 1 - اطلاق لفظ و اراده نوع : گاهى لفظ به كار برده مىشود و از آن لفظ اراده نوع مىشود مثل ضرب فعل ماض . يعنى منظور همين لفظ به كار شده در عبارت نيست بلكه مراد نوع ضربها است البته محشين كفايه به مثالى كه مرحوم آقاى آخوند آوردهاند ايراد دارند و مىگويند اين مثال صحيح نيست چون شامل ( ضرب ) اى كه در كلام آمده نيست و اين ضرب ( كه در عبارت آمده ) مبتدا واقع شده و معناى اسمى دارد و فعل ماضى نمىباشد بلكه مثال صحيح ( زيد يا ضرب كلمته ) است يعنى زيد در هر جاى از كلام واقع شود ، كلمه است . 2 - اطلاق لفظ و اراده صنف : مثلا مىگوييد ( زيد فى مثال ضرب زيد ، فاعل ) يعنى هر زيدى كه كننده كار باشد فاعل است ، در هر كلامى مىخواهد واقع شود البته در صورتى كه اراده شخص از اين زيدى كه در مثال آمده نداشته باشيم . مثلا اگر نويسنده منظوراش از اين زيد هم بحثى خودش باشد ديگر مثال صنف نخواهد بود .