الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

47

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

وضع حروف اما وضع العام و الموضوع له الخاص « 1 » [ وضع حروف ] 1 ) در اين قسمت از عبارت كتاب مبحث وضع حروف شروع مىشود : مشهور قائل به اين هستند كه حروف و آنچه ملحق به حروف است مثل ضمائر ، اسماء اشارات و موصولات ، وضعشان عام و موضوع له آنها خاص مىباشد . اما مرحوم آخوند اين نظريه را قبول ندارند و مىگويند هم وضع و هم موضوع له حروف عام است . بطور خلاصه اقوالى كه در وضع حروف مطرح است عبارتند از : 1 - مشهور : وضع حروف عام و موضوع له آنها خاص مىباشد . 3 - تفتازانى : وضع و موضوع له حروف عام است اما مستعمل فيه آنها خاص مىباشد . 3 - آخوند : وضع ، موضوع له و مستعمل فيه حروف عام است . « 1 »

--> ( 1 ) - بد نيست ديگر اقوال مطرح شده در اين زمينه بيان شود : 1 ) بعضى قائلند كه اصلا نياز نيست بحث كنيم كه موضوع له حروف عام است يا خاص . توضيح مطلب : وجود در خارج بر سه قسم است : الف ) وجود نفسى ، و آن وجودى است هم در ذهن و مقام تصور مستقل است و هم در خارج . ب ) وجود ربطى ، و آن وجودى است كه در مقام ذهن و تصور مستقل مىباشد اما در خارج خير . مانند اعراض كه اگر بخواهند در خارج موجود شوند بايد در قالب موضوعى خودنمايى كنند مثل سفيدى . ج ) وجود رابط ، آن وجودى است كه هم در ذهن و هم در خارج غيرمستقل است يعنى حتى در ذهن هم تصوراتش بوسيله غير است مانند نسبت و ارتباطات قائم به طرفين . حال معناى حرفى از قبيل قسم سوم بوده و در خارج مستقل نمىباشد و تصوراش در ذهن هم مستقلا ممكن نيست ، مثلا در جمله سرت من البصره الى الكوفه ، بصره حكايت از بلد معين مىكند و سير هم حكايت از حدث معين كه از سائر سرمىزند مىنمايد ، اما دو طرف من و الى چيزى را افاده نمىدهند مگر ارتباط بين طرفين را . -