الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

30

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

گروه اول معتقدند كه حجيت مطلق ظنون از ناحيه شارع مقدس است ، به عبارت ديگر آنها مىگويند ما از دليل انسداد كشف مىكنيم كه شارع مقدس مطلق ظنون را حجت قرار داده است ، طبق اين قول حجيت مطلق ظنون هم طبق نظر مشهور و هم طبق نظر آخوند داخل در مسائل علم اصول مىشود گروه دوم معتقداند كه حجيت مطلق ظنون از ناحيه عقل است و عقل حاكم به اين مطلب است كه در زمان غيبت ، مطلق ظنون براى مجتهد حجيت دارد ، حال طبق نظر آخوند حجيت مطلق ظنون از باب حكومت ، داخل در موضوع علم اصول هست اما طبق تعريف مشهور حجيت مطلق ظنون از باب حكومت ، داخل در موضوع علم اصول نيست ، لذا آخوند از تعريف مشهور عدول كرده و اين تعريف را ارائه دادند . دليل ديگرى كه آخوند از اين تعريف عدول كردند اين است كه : اگر تعريف مشهور را بپذيريم بايد اصول عمليه عقليه كه در شبهات حكميه جارى مىشود جزء مسائل علم اصول نباشد ، اما اگر تعريف آخوند را بپذيريم اين دسته از اصول عمليه جزء مسائل علم اصول قرار مىگيرند : بيان ذالك : مىدانيم كه اصول عمليه تارة در شبهات حكميه جارى مىشود و تارة در شبهات موضوعيه . شبهات موضوعيه شبهاتى هستند كه شبهه در يك مصداق جزئى رخ مىدهد و رفع و از بين بردن شبهه به دست شارع مقدس نيست مثل شك داشتن به نجس بودن يا پاك بودن لباس خاص ، در اين شبهه بحثى نيست و اصلا جزء مسائل علم اصول نيست .