الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

19

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

و قد انقدح بما ذكرنا 1 ) [ تداخل مسائل در دو علم يا بشر ] 1 ) مىخواهند بيان كنند كه بعضى از علوم در برخى از مسائل با يكديگر تداخل دارند يعنى يك مسأله جزء مسائل هر دو علم است چون اين مسأله هدف و غرض هر دو علم را تأمين مىكند . مثل مبحث امر كه هم جزء مسائل علم نحو است و هم جزء مسائل علم اصول . 2 ) مىخواهند بيان كنند كه حالا كه جايز است برخى از علوم در برخى از مسائل با يكديگر تداخل كنند ، ديگر جايز نيست كه دو علم در تمام مسائل با يكديگر تداخل كنند زيرا : اولا چنين چيزى بعيد است ، بلكه محال مىباشد . « 1 » ثانيا اگر محال نباشد قبيح است زيرا اگر دو علم در تمام مسائل با يكديگر مشترك باشند ، قبيح است كه براى آن دو علم ، دو نام انتخاب كرد بلكه بايد براى آن يك نام انتخاب نمود . البته يادآور مىشويم كه از نظر عقلى انتخاب دو نام براى آن دو علم ممتنع نيست ولى انتخاب دو نام براى آن دو علم از مسائل عقلى نيست بلكه از مسائل عرفى است و عرف هم از انتخاب دو نام امتناع دارد . اما اگر دو علم يا بيشتر در برخى مسائل با هم‌ديگر مشترك باشند مىتوان براى آنها نامهاى متعدد انتخاب نمود .

--> ( 1 ) - محال دو نوع داريم عقلى و عادى كه در اينجا محال عقلى منظور نيست .