الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
157
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
على ارادته 1 ) بحيث كان هذا 2 ) قرينة عليه 3 ) . . . بإثبات ذلك . 4 ) و قد انقدح 5 ) 1 ) يكى از دو معنى صحيح يا اعم 2 ) بناء شارع 3 ) يكى از دو معنى 4 ) اثبات چنين معناى از ناحيه شارع 5 ) از مطالبى كه در مورد قائلين به عدم حقيقت شرعيه گفتيم ، تصوير نزاع و كلام پيرامون نظريه قاضى باقلانى نيز روشن مىشود . همانطور كه گفتيم باقلانى قائل است كه الفاظ احكام شرعى در معانى لغويه استعمال مىشود و نه در معانى شرعيه و نه در حقيقت و نه در مجاز ، و خصوصيات جديده و معانى شرعيه بوسيله قرينه فهميده مىشود مثلا لفظ صلاة از نظر ايشان هميشه در معانى لغويه خود يعنى دعا به كار مىرفته و براى فهماندن معانى شرعيه و اركان مخصوصه ، از قرينه استفاده مىشود ، و اگر شارع بخواهد از آن لفظ معانى ديگرى اراده كند دوباره بايد قرينههاى مختلف اقامه نمايد . [ بحث صحيح و اعم طبق نظر قاضى باقلانى قابل جريان نيست ] حال بحث صحيح و اعم طبق نظر باقلانى در خصوص الفاظ احكام شرعى فايده ندارد ، چون بنابر نظر ايشان الفاظ هميشه در معانى لغوى خود به كار مىرفته و ديگر معنا ندارد كه بگوئيم منظور از الفاظ ، معانى صحيح است يا اعم اما تصور بحث صحيح و اعم بر روى قرينه امكانپذير است به اين صورت كه بگوئيم ، آيا آن قرينه كه ما را به معانى جديد راهنمائى مىكند ، دلالت بر نماز تمام الاجزاء و الشرائط دارد يا علاوه بر آن به نماز فاسد نيز دلالت مىكند .