الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
132
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
بنفسه 1 ) . . . حينئذ 2 ) . . . الا انه 3 ) للدلالة على ذلك 4 ) ، لا على ارادة المعنى 5 ) . . . فأفهم . 6 ) و كون استعمال 7 ) 1 ) لفظ 2 ) حين قصد انشاء وضع بنفس استعمال ( وضع تعيينى فعلى ) 3 ) نصب قرينه 4 ) دلالت بر قصد وضع به اين استعمال دارد . 5 ) نصب قرينه دلالت بر معنى و موضوع له لفظ ندارد بلكه معنى از نفس خود لفظ فهميده مىشود . 6 ) شايد اشاره به مطالب پاورقى باشد كه گفتيم در مجاز هم نفس خود لفظ دلالت بر معناى مجازى دارد ، و شايد هم اشاره به اشكال ميرزاى نائينى و جواب بر ايشان مبتنى بر اينكه وضع بوسيله استعمال صورت مىگيرد باشد . [ اشكال به وضع تعيينى فعلى ] 7 ) اين قسمت پيرامون اشكال به وضع تعيينى فعلى مىباشد ، حاصل اشكال اين است كه اگر بنفس استعمال ، كلمهاى براى معناى وضع شود لازم مىآيد كه چنين وضعى نه به صورت حقيقى باشد و نه به صورت مجازى . اما علت حقيقى نبودن اين وضع اين است كه : چون وضع حقيقى عبارت است از استعمال لفظ در ما وضع له و در چنين استعمالى بايد وضع ، قبل از استعمال باشد و حال آنكه در وضع تعيينى فعلى بنفس همين استعمال وضع محقق مىشود پس چنين وضعى حقيقى نمىباشد .