الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
114
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
و انه 1 ) حقيقة او مجاز فى هذا المعنى بهما 2 ) . . . 1 ) لفظ 2 ) صحت حمل و عدم صحت سلب
--> - اما چرا حمل شايع صناعى نمىتواند علامت حقيقت باشد ؟ زيرا صحت حمل شايع متوقف است بر اينكه مكلف موضوع و محمول را تفصيلا بشناسد ، بدين صورت كه مثلا مكلف بداند مصداق ذاتى و حقيقى براى انسان است و با او متحد مىباشد ، و همچنين بايد معنى موضوع له را قبل از حمل بداند ، و حال آنكه دانستن اين مطلب چيزى نيست مگر علم به وضع داشتن ، و ديگر جهلى وجود ندارد تا بوسيله حمل شايع صناعى بر طرف شود . مضافا به اينكه پذيرفتن چنين حملى مستلزم دور است و اجمال و تفصيل هم نمىتواند رافع آن باشد . زيرا معناى حمل شايع چيزى نيست مگر هوهويه وجوديه و اتحاد در اين مرحله ، و واضح است كه حكم به هوهوية وجوديه محقق نمىشود مگر بعد از علم تفصيلى داشتن به وضع ، در نتيجه تغايرى بين موقوف و موقوف عليه بوسيله اجمال و تفصيل بوجود نمىآيد بلكه هر دو معلوم بالتفصيل هستند . اما وجه عدم دليل بودن حمل شايع صناعى ( مواطات ) بخاطر اينكه صحت اين حمل متوقف است بر تصور تفصيلى موضوع و محمول و علم به اينكه موضوع مصداق حقيقى محمول است و با او متحد مىباشد ، و براى تحقق چنين چيزى بايد موضوع له ( محمول ) قبل از حمل معلوم باشد ، و اين چيزى نيست مگر علم به وضع ، مضافا به اينكه پذيرفتن چنين حملى مستلزم دور است به همان بيانى كه در چند سطر قبل بيان كرديم . اما وجه دليل بودن حمل شايع صناعى ( اشتقاق ) : زيرا اين نوع از حمل شايع صناعى هيچ چيزى بيان نمىكند مگر اينكه موضوع و محمول در خارج با هم متحدند و هرگز وضع حقيقى را بيان نمىكند . نكته : مطلبى كه در اينجا قابل بيان است كه برخى از اصوليين معتقدند از ميان دو قسم حمل اولى ذاتى فقط قسمت اول يعنى حملى كه به اتحاد مفهومى با موضوع خود دارد ( مثل انسان بشر ) علامت حقيقت است زيرا در حملى كه بين موضوع و محمول اتحاد ماهوى وجود دارد ( مثل انسان حيوان ناطق ) محمول مفهومى مركب و مفصل است و نمىتواند براى مفهوم مفرد و بسيط وضع شده باشد بطور مثال حيوان ناطق مفهومى مركب و مفصل است در نتيجه نمىتواند براى مفهوم بسيط و مفرد انسان وضع شده باشد . ( مفتاح الاصول جلد 1 صفحه 135 تا 140 ؛ عناية الاصول جلد 1 صفحه 47 ؛ نهاية الافكار جلد 1 صفحه 67 و 68 )