الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
10
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
و هو الذى يبحث فيه 1 ) [ ( الاول ) موضوع علوم ] 1 ) مرحوم صاحب كنايه در اول كتاب موضوع علم را اينچنين تعريف مىكنند : هو الذى يبحث فيه عن عوارضه الذاتيه . قبل از اينكه عبارت فوق را توضيح دهيم چهار كلمه ذات ، ذاتى ، عرض و عرضى را تعريف كرده و مطالبى را بعنوان مقدمه بيان مىنمايم : 1 - ذات : ماهيت حقيقى يك شئى را گويند . 2 - ذاتى « 1 » : مفهوم كلى كه خارج از ذات افراد و مصاديق نباشد حال اگر آن مفهوم بيانگر تمام ذاتيات باشد به آن نوع گفته مىشود و مىدانيم كه از مجموع جنس و فصل هم تعبير به نوع مىشود . « 2 » 3 - عرض : از اوجدت فى الخارج وجدت فى موضوع مستغن عنها : يعنى اينكه عرض ، ماهينى است كه تحقق آن در خارج نيازمند موضوع است ، به عبارت ديگر مىتوان گفت عرض ، وجوداش در ضمن موضوعى است . در مقابل عرض ، جوهر قرار دارد كه آن را اين گونه تعريف مىكنند : ماهيتى است كه وقتى در خارج يافت شود به موضوع نياز ندارد . 4 - عرضى : مفهومى است كه خارج از افراد و مصاديق بوده و قابل حمل بر موضوع مىباشد . عرضى در يك تقسيمبندى به عرض خاص و عام تقسيم مىشود . « 3 »
--> ( 1 ) - ذاتى دو نوع داريم يكى ذاتى كليات خمس كه به آن ايساقوجى مىگويند و قوامدهنده نوع ، جنس و فعل است و يكى هم ذاتى باب برهان كه از آن به آنالرطيقا تعبير مىشود كه داراى وسعت بيشترى است و علاوه بر كليات خمس ، اعراض ذاتى را هم دربر مىگيرد . ( 2 ) - اگر مفهوم كلى بيانگر تمام ذاتيات نباشد يا اين مفهوم جزء مساوى نوع است كه به آن فصل مىگويند و يا جزء اعم اين نوع است كه به آن جنس گفته مىشود . ( 3 ) - عرض خاص ، اخص از ذات است ، يعنى بيانگر وصفى مختص و غيرذاتى در افراد خود مىباشد ، و عرض عام ، مختص چند نوع است يعنى وصفى اعم و غيرذاتى در مصاديق خود مىباشد . -