الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

66

الخصال ( فارسى )

نيستى و نابودى مىافتاد ، روى اين زمينه على عليه السلام دست بمقاومت سلمى زد و نقشه‌هاى چندى را انجام داد : 1 - تشكيل اقليت مخالف . على عليه السلام بمخالفت بست و بند سقيفه كه سر و صورت عرفى به خود گرفته بود برخاست و در خانه نشست و خاندان معصوم وى با چند تن از سران بزرگ اصحاب هم گرد او فراهم شدند كه زبير و سلمان و مقداد و ابو ذر در ميان آنها نامدار و با اعتبار بودند هستهء مركزى و عضو مهم و فعال اين اقليت حضرت فاطمهء زهرا عليها السلام دختر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بود كه هم داراى مقام عصمت و هم مورد سفارش خصوصى پيغمبر و هم مورد احترام و دلسوزى و رقت بود ، اين اقليت مخالف پشت حكومت ابو بكر را لرزانيد و با همدستانش چنان انديشيدند كه بهر قيمتى تمام شده پيش از آنكه آواز مخالفت آنها به گوش مردم بيرون برسد آن را منحل كنند ، خانهء پيغمبر به سختى محاصره شد و به آتش‌سوزى مورد تهديد قرار گرفت و يك دسته از مأمورين جدى ابو بكر بهمراهى عمر ميان خانهء فاطمهء زهرا ريختند و آن حضرت را به سختى آزردند و على را با اهانت بسيار به مسجد كشيدند و ياران او را متفرق ساختند ، اين سختى و جسارت همه مردم را تا حد نوميدى مرعوب و هراسان ساخت و در حقيقت حكومت ابو بكر را پى ريزى كرد و برنامه‌اى هم بمردم تقديم نمود كه مفاد آن اينست « حق با زور و سر نيزه است » اين اقليت بنتيجهء مثبتى نرسيد . 2 - احتجاج - بقول امروزيها : ميتينگ زندگانى على عليه السلام در عصر خلفاء سراسر احتجاج بر ضد حكومت‌هاى نارواى مخالفين او است ولى اول ميتينگ مهم آن حضرت بر ضد خلافت ابو بكر پس از بست و بند سقيفه و دفن پيغمبر در مسجد برپا شد اين ميتينگ پس از انحلال اقليت گذشته بود شرح آن در تاريخ چنين است . دسته‌اى از انصار و ديگران كه در سقيفه بودند با ابو بكر بيعت كردند با اينكه على عليه السلام دست به كار غسل دادن و كفن كردن رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بود ، چون از آن پرداخت بر جنازهء آن حضرت نماز خواند و همه مردم هم كه با ابو بكر بيعت كرده بودند يا نكرده بودند بر جنازهء آن حضرت نماز خواندند سپس على عليه السلام بهمراهى زبير آمد در مسجد نشست و بنى هاشم گرد او انجمن شدند ، بنى اميه هم گرد عثمان انجمنى كردند و بنو زهره گرد عبد الرحمن بن عوف همه آنان در مسجد بودند كه ابو بكر و عمر و ابو عبيده پسر جراح به مسجد آمدند گفتند واى چرا دسته دسته نشسته‌ايد برخيزيد با ابو بكر بيعت كنيد زيرا انصار و مردم ديگر با او بيعت كرده‌اند .