الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
444
الخصال ( فارسى )
يزيد گويد به امام ششم ( ع ) عرض كردم بما رسيده كه رسول خدا ( ص ) بعلى ( ع ) هزار باب آموخت كه از هر بابى هزار باب ديگر گشوده ميشد حضرت فرمود آرى درست گفتهاند امام پنجم ( ع ) فرمود كه على ( ع ) فرموده است رسول خدا ( ص ) به من هزار باب آموخت كه از هر بابش هزار باب گشوده مىشود . عبد الرحمن بن ابى عبد اللَّه ميگويد شنيدم امام ششم ( ع ) ميفرمود كه رسول خدا ( ص ) بعلى ( ع ) هزار باب آموخت كه از هر باب هزار باب گشوده مىشود . ابى بصير گويد بر امام ششم وارد شدم گفتم شيعه حديث ميكنند كه رسول خدا بعلى ( ع ) بابى آموخت كه هزار باب از آن گشوده ميشد و از هر بابى هزار باب ديگر دريافت ميگرديد امام ششم ( ع ) فرمود اى ابا محمد ( كنيهء ديگر ابو بصير بوده ) به خدا سوگند رسول خدا ( ص ) بعلى ( ع ) هزار باب از علم آموخت كه از هر باب آن هزار باب گشوده ميشد عرضكردم به خدا علم و دانش اينست فرمود همانا علم اين است و جز آن نيست و كسى را بر آن دسترس نيست امام ششم ( ع ) فرمود رسول خدا ( ص ) در آن بيمارى كه وفات نمود فرمود دوست مرا براى من بخوانيد آن دو زن ( عايشه و حفصه ) فرستادند پدران خود را آوردند چون آمدند و چشم پيغمبر ( ص ) به آنها افتاد روى مبارك خود را از آنها گردانيد و باز فرمود دوست مرا بخوانيد فرستادند حضور على ( ع ) چون آمد خود را به روى او افكند و پيوسته با او گفتگو كرد و كرد تا چون على بيرون آمد آن دو تن ( ابو بكر و عمر ) آن حضرت را ملاقات كردند