الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

294

الخصال ( فارسى )

4 - ذكر بيست و سه خصلت پسنديده كه امام چهارم على بن الحسين بدان ستوده ميشد - امام پنجم ( ع ) فرمود على بن الحسين ( ع ) در هر شبانه روزى هزار ركعت نماز ميخواند چنانچه امير المؤمنين ( ع ) ميكرد پانصد نخله خرما داشت و پاى هر نخله‌اى دو ركعت نماز ميگذاشت و چون به نماز ميايستاد رنگش ديگرگون ميشد در نماز ميايستاد چنان كه بنده ذليل پيش پادشاه بزرگى بايستد اندامش از ترس خدا ميلرزيد نماز كسى را ميخواند كه با نماز وداع مىكند و عقيده دارد كه نماز ديگر را نخواهد خواند و عمرش كفاف نخواهد داد كه نماز بهترى بجا بياورد . يك روز نماز ميخواند و رداء از سر يك شانه‌اش افتاد آن را درست نكرد تا از نمازش فارغ شد يكى از اصحابش از اين موضوع از وى پرسش كرد فرمود واى بر تو آيا ميدانى برابر كى ايستاده بودم براستى همان مقدار از نماز بنده پذيرفته است كه حضور قلب داشته باشد آن مرد عرضكرد پس ما هلاك شديم فرمود هرگز براستى خداى عز و جل با نوافل نقصان آنها را جبران مىكند هميشه در شب تار با ايمان پر از اشرفى و پول نقره بيرون ميرفت و بسا بود كه خوردنى و هيزم بدوش ميكشيد و بدر خانه‌ها ميرفت و در را ميزد و هر كس از خانه بيرون مىآمد به او ميداد در هنگامى كه چيزى را به دست فقير ميداد روى خود را ميپوشيد كه شناخته نشود . چون وفات كرد و آن مرسومى قطع شد دانستند كه از على بن الحسين بوده چون او را بر روى تخته غسالخانه نهادند به پشت آن حضرت نگاه كردند چون سر زانوى شتر بر آن پينه بسته بود از بس