الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
257
الخصال ( فارسى )
سال شمسى بگردش آفتاب باشد يك دوره چرخش آفتاب و زمين بگرد هم يك سال شمسى باشد كه داراى دوازده ماه است كه هر ماهى سى و دو روز تا بيست و نه روز است و مجموع آنها سيصد و شصت و پنج روز و كسرى باشد كه چند سال يك بار سال كبيسه پديد آيد و يك روز بشمارهء روزهاى آن سال بيفزايد و سيصد و شصت و شش روز تمام به حساب آيد اختلاف ماههاى شمسى هم براى اينست كه فاصله زمين نسبت بآفتاب در مدت دوره سال كم و بيش مىشود و اين اختلافات پديد ميگردد هيئت قديم با تعديلات چندى علت اين اختلاف را شرح داده و هيئت جديد براى حركت زمين دور مركز خود كه آفتاب است مدار بيضى تصوير كرده و اين اختلاف را به وضع مدار منسوب دانسته است . بهر حال سال شمسى و قمرى هر كدام داراى يك علت طبيعى هستند كه مستند به وضع زمين و ماه و آفتاب و حركت مدار آنها است و با مضمون خبر موافقت ندارد كه ميفرمايد خدا نخست دوازده ماه قرار داد كه هر ماهى سى روز تمام بود و سپس مدت آفرينش آسمان و زمين كه شش روز است از آنها بيرون شد و بدين سبب ماههاى بيست و نه روز پديد آمد اين روايت از چند جهت مورد اعتراض مىشود اول آنكه سال ثابتى به شماره سيصد و شصت روز محقق دانسته دوم آنكه شش روز ظرف آفرينش از سال تا هميشه كسر شده سوم آنكه هر ماهى سى روز تمام بوده چون حديث از نظر سند معتبر و مورد اعتماد است بايد براى رفع اعتراضات آن گفت : 1 - مطابق نظر دانشمندان جديد منظومهء شمسى ما كه شامل يك خورشيد و چندين سياره و ماههاى بسيارى است در فضاى مربوط به خود حادث و مسبوق به نبودى است مدتهاى بسيارى گذشته كه فضاى آن از وجود اين ستارههاى درخشنده تهى بوده و مطابق ظاهر آيات و اخبارهم اين موضوع ثابت است و روز و شب دو مخلوق خداوندند و با مبدء روشنائى سيارى پديد ميشوند ممكن است قبل از آفرينش آسمانها و ستارههاى منظومه شمسى ما مبدأ نور سياره ديگرى بوده و گردش ساليانه مرتبى داشته كه به دوازده ماه سى روزى تقسيم ميشده و چون آفتاب و ماه و زمين در مدت شش روز با اين وضع اختلاف مركزى خود آفريده شدند . سال قمرى كه منظور روايت است بدين وضع كنونى پديدار شد و ماههاى بيست و نه روز از گردش و دور آنها بوجود آمد ، گواهى در دست نيست كه پيش از آفريدن آسمانها و زمين و بعبارت