الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
127
الخصال ( فارسى )
خود ساخت مشركين پيش آمدند و يكباره بر ما يورش كردند بسيارى از مسلمانان شهيد شدند و باقى گريختند من با رسول خدا برجا ماندم و مهاجر و انصار بخانههاى خود در مدينه برگشتند و همه و ميگفتند پيغمبر و يارانش همه كشته شدند ، سپس خدا جلو مشركين را گرفت من پيش رسول خدا هفتاد و چند زخم بر داشتم كه جاى چند تا از آنها نمايان است پس رداى خود را پس زد و دست بر زخمهاى خود كشيد فرمود من در اين روز كارى كردم كه مزدش با خداست . سپس رو باصحاب كرد اين طور نيست ؟ چرا يا امير المؤمنين - فرمود اى برادر يهود . مقام پنجم - همه قريش و عرب گردهم آمدند و عهد و پيمان بستند كه از نبرد ما بر نگردند تا رسول خدا را با همه افراد مسلمانان خاندان عبد المطلب بكشند سپس با شور و ساز و برگ خود آمدند تا در مدينه بار انداختند و پيش خود اميدوار بودند كه پيروزى قطعى با آنها است ، جبرئيل فرود آمد و آن حضرت را آگاه كرد حضرت گرد خود و مهاجرين و انصار خندقى زد قريش پيش راندند و بر گرد خندق اقامت كردند و ما را محاصره نمودند خود را نيرومند و ما را سست ديدند و باد و بروت كردند رسول خدا آنها را بدين خدا ميخواند و بخويشى و رحم سوگند ميداد سرباز ميزدند و