الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
121
الخصال ( فارسى )
شرح - در اين چند روايت اوصاف پيشواى عادل را كه بواسطه آنها لياقت پيدا مىكند تا به امامت و پيشوائى ملت نصب شود بيان كرده و همه شروط ديندارى و عدالت و رعيت پرورى را در آن گنجانيده 1 - ديندارى و عقيده و ايمان به خداوند كه نماز خواندن و زكات دادن رمز آنست . 2 - ترويج خير و صلاح و ارشاد و ادارى مردم به كارهاى نيك و جلوگيرى از هرزگى و فساد و كارهاى زشت . 3 - داد و دهش ميان رعايا و حفظ حقوق آنان بطورى كه هر كدام حق خود را دريافت كنند و به ديگرى ستم نكنند . 4 - بيت المال كه حق قشون مجاهد اسلام و كارمندان دولت اسلامى است بطور برابر و مساوات تقسيم شود زيرا حقوق براى گذران و معاش است و هر كس در هر رتبهاى باشد نيازهاى مالى او با ديگران برابر است احتياج بخوراك و لباس و لوازم ديگر زندگانى در افراد برابر است مزد رتبه و مقام كه در قانون اسلام بتقوى و دانش است با خدا و در آخرت است نه با پول و حقوق كه عمر قرار داد كرد . 5 - محافظت و پشتيبانى از قانون اساسى جامعه كه مورد علاقه و رعايت عموم است و آن در جامعهء اسلام دستورات خداوند است كه در كتاب و سنت يعنى قرآن و روايات پيغمبر و ائمه معصومين بيان شده . 43 - هفت بانوى بهشتى خواهر همديگرند . ابو بصير گويد شنيدم از امام پنجم ميفرمود خدا با خواهرانى كه اهل بهشتند مهر بورزد سپس آنها را چنين نام برد : اسماء دختر عميس از خثعم همسر جعفر بن ابى طالب ، سلمى دختر عميس همسر حمزه سيد الشهداء و پنج تن از نژاد هلال ميمونه دختر حارث همسر پيغمبر ، ام الفضل همسر عباس بن عبد المطلب كه نامش هند بود و غميصاء مادر خالد بن وليد و عزت كه در طائفه ثقيف همسر حجاج پسر غلاظ بود ، و حميده كه فرزندى نداشت . 44 - گناهان كبيره هفت است . امام ششم فرمود گناهان كبيره هفت است و دستور آنها در بارهء ما رسيده و از نظر مخالفت و هتك حرمت ما ناشى ميشوند ، يكم شرك بخداى بزرگ دوم قتل