الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
25
الخصال ( فارسى )
فصل يكم روش نگارش در مكتب شيخ صدوق نگارش چند شعبه دارد قلم تاريخ و داستانسرائى قلم خطبه و خطابه ، قلم تحقيق و بحث علمى قلم تاريخ و داستانسرائى قلم تاريخ و داستان نويسى در جهان امروز چند شعبه دارد رومانتيك ، كلاسيك فلسفه تاريخى ، كلاسيك تاريخ ساده ولى تاريخ نگاران اسلامى كه از اواخر قرن يكم هجرى آغاز تاريخ نويسى كردند همان قسم سوم را شيوه خود كردند . داستانهاى تاريخ را با عبارتى ساده و بىتكلف با قلم مينوشتند چنانچه به زبان ميگفتند ، كتب تاريخى صدر اسلام چون سيره ابن هشام ، تاريخ طبرى : كامل ابن اثير و مسعودى و نويسندگان ديگر تا اواسط قرن چهارم اسلامى بر اين مقصود گواهست چيزى كه نوشته اين كتابها را با گفتگوهاى عادى از هم جدا مىكند فصل بندى و ترتيب است ، امتياز اين نگارشات علاوه بر سادگى و كنار بودن از پيچيدگى مطلب كه تكلف در عبارت توليد مىكند وفور كلمات لغت است كه در آن دوره دائر و معمول بوده و چون بعدها سبك نگارش بتكلف و لفظبافى و اصطلاحات آميخته از مواد لغت كاسته شده و بسيارى از الفاظ كتابهاى صدر تاريخ در شمار الفاظ غريبه در آمده . شيخ صدوق با اينكه فارسى نژاد است و خودش تا 300 كتاب و پدرش بيست و چند كتاب تأليف كردهاند كتابى به زبان فارسى از ايشان بدست نيامده و اگر چه بيشتر كتب اين دو نويسنده و دانشمند بزرگ باقى نمانده ولى از نامگذارى كتابهاى آنها فهم مىشود كه به زبان عربى بوده . من گمان مىكنم سبب اصلى اين موضوع اين بوده كه زبان ادبى و قلم نويسندگى فارسى در اين تاريخ و در حدود رى و قم كه مركز زندگانى و پرورش علمى صدوق بوده نبوده يا كامل نبوده و ممكنست زبان خاندانى صدوق زبان گيلكى يا زبان رايج بوده كه هنوز پارهء مردم نواحى نزديك قم مانند دليجان و جاسب در خانوادههاى خود آن زبان را نگهداشتهاند ولى زبان نگارش و نويسندگى نيست . بلى از اواسط قرن چهارم ادبيات رو بترقى رفت و نويسندگان و شاعران فارسى زبانى شيوا و مقتدر كم كم پا بعرصهء وجود گذاردند مانند رودكى و ناصر خسرو و قابوس وشمگير و نهضت زبان فارسى بوجود آمد و در شعر ترقى شايانى نمود كه شاهنامه نماينده روح ادب فارسى اين قرنست و در نثر هم قدمهاى مؤثرى برداشته شد ولى اين نهضت در دورهء زندگانى تحصيلى و تأليفى شيخ صدوق آغاز شد و هنوز عمومى و بارور نشده بود . بعلاوه كثرت اصرار شيخ صدوق و پدرش بر نصوص روايات صادره از ائمه معصومين كه تقريبا روش عمومى محدثين آن عصر بوده سبب ديگر اين روش مىباشد خصوص نظر باينكه اكثر مؤلفات آنها جمع آورى متن روايات است و كمتر از خود بيانى در اين مؤلفات گنجانيدهاند اما راجع بنگارشات عربى