الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

26

الخصال ( فارسى )

صدوق كه در ديباچه كتابهاى خود و در تحقيقات او راجع بمواضع علمى و استدلالات ديده مىشود قلم ساده و محكمى است در اين دوره دو قلم نويسندگى در زبان عرب وجود داشته و در ميان علماء و نويسندگان شايع بوده است . 1 - قلم ادبى كه شيوه نويسندگان دربارى و رويهء نامه نويسى بوده و نوشتجات ادبى هم بيشتر با اين قلم نوشته ميشده مانند كتاب مقامات بديع الزمان و رسائل او و رسائل خوارزمى و كتب شيخ عبد القادر جرجانى و بعد از دورهء صدوق سيد رضى و سيد مرتضى هم در كتب علمى خود اين شيوه ادبى را به كار برده‌اند چنانچه از دلائل الاعجاز و اسرار البلاغه و نهج البلاغه و مجازات النبويه و تفسير سيد رضى و شافى و سائر كتب سيد مرتضى اين روش به خوبى نمايانست 2 - قلم علمى و دينى كه اغلب كتابهاى علمى و دينى اينعصر آن را مراعات ميكرده‌اند و آن بسيار ساده و بىتكلف بوده شيخ صدوق در نگارشات خود پيرو اين قلم علمى بوده و هر كجا در مقدمه كتب خود يا در ضمن تحقيق مطالب و شرح مشكلات اخبار قلمفرسائى كرده هيچ پيرامون نمايشات ادبى نگرديده و براى اينكه بفهم عموم نزديك باشد بسيار ساده نوشته ولى در عين سادگى بسيار محكم و ورزيده چيز نوشته و نسبت بافاده مقصود شيوا و فصيح نگارش ميكرده است و به هيچ وجه دنبال مغلق گوئى و نمايش ادبى نرفته براى آنكه با فكر و فهم عموم هم آهنگى كرده باشد و اين ساده نويسى و حسن تعبير را هم بايد يكى از مزاياى بزرگ مكتب شيخ صدوق دانست شيخ صدوق داستانهاى كوچك و تاريخهاى مختصرى كه در ديباچه پاره‌اى كتابهاى خود براى شرح سبب تأليف يا موقعيت و فائدهء كتاب نوشته به همان سبك ساده و بىتكليف صدر اسلامست ، جمله‌هاى كوتاه و بسيار بليغ و شيوا به كار برده ، لفظبافى و سجع‌تراشى نكرده ما براى نمونه چند داستان از او نقل و ترجمه ميكنيم : داستان تأليف كتاب من لا يحضره الفقيه اما بعد چون قضا مرا ببلاد غربت كشاند و قدر مرا از آن ميان بقصبه ايلاق بلخ انداخت سيد شرافتمند ديندارى از نواده‌هاى موسى بن جعفر « ع » كه معروف به نعمت بود در آنجا وارد شد بهمنشينى او شاد بودم و از همصحبتى او دلم خرمشده بدوستى او شرفياب شدم زيرا اخلاق نيكى بشرافت نژاد خود پيوسته بود ، از آبرو و صلاح ، سنگينى و وقار و ديندارى و پارسائى و تقوى و علاقه به خدا اين آقا با من در بارهء كتابى گفتگو كرد كه محمد بن زكرياى رازى در موضوع طب تصنيف كرده و نامش را ( من لا يحضره الطبيب * براى كسى كه دسترسى بپزشك ندارد ) گذاشته گفت اين كتاب در موضوع خود خوب نوشته شده از من درخواست كرد كتابى در فهم حلال و حرام و دستورات دين و احكام تصنيف كنم كه خلاصه و مجموعه همه كتاب‌هائى باشد كه در اين موضوع