الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
147
الخصال ( فارسى )
چون بشتاب ادا كردى گوارا و دلچسبش نمودى و اگر غير از اين باشد آن را ننگين و چركين كردى . 121 - سه دست در احسان به كار ميروند رسول خدا فرمود در احسان سه دست است دست خداى عز و جل كه بالاترين دستها است و دست دهنده كه زير دست خداست و دست درخواستكننده كه پائينتر از همه است پس زيادى را بده و خويش را درمانده مكن . 122 - سه خصلت مستحب است رسول خدا فرمود هر احسانى و كار خيرى صدقه است و كسى كه رهنماى كار خير است همانند عملكننده به آنست و خدا دوست دارد بداد بيچاره رسيدن را . 123 - بخشندگان سهاند امام ششم فرمود بخشندگان سهاند خداى پروردگار جهانيان ، صاحب مالى كه بخشش شده و كسى كه بخشش بدست او و بوسيله او به مستحق رسيده . امام پنجم فرمود بخشندگان سهاند خدا بخشنده است و كسى كه از مال او بخشش شده و كسى كه كوشش دامنهدارى در اين زمينه نموده است . 124 - سؤال شايسته نيست مگر در سه مورد امام ششم فرمود شايسته نيست سؤال مگر در سه چيز : خون بهائى كه گردن گير شده يا بدهى سنگينى يا حاجتمندى سختى كه انسان را خاكنشين كرده . امام ششم فرمود عثمان بن عقاب درب مسجد نشسته بود شخصى بر او گذر كرد و از او درخواستى كرد دستور داد پنج درهم ( ريال ) به او بدهند سپس گفت مرا باهل خير راهنمائى كن عثمان به او گفت بچسب به آن جوان مردهائى كه ميبينى و با دست خود اشاره بگوشهاى از مسجد كرد كه حضرت امام حسن و امام حسين و عبد اللَّه بن جعفر صلوات اللَّه عليهم نشسته بودند آن مرد پيش آنها رفت و بر آنها سلام كرد و از آنها درخواست نمود امام حسن به او گفت سؤال روا نيست مگر در يكى از سه چيز خونبهائى كه دل سوختگى دارد ، بدهى كه دل شكستگى آرد ، پريشانى كه به خاك نشاند ، در كداميك سؤال ميكنى عرضكرد در يكى از اينها است ، امام حسن دستور داد پنجاه اشرفى طلا به او دادند و امام حسين دستور چهل و نه اشرفى به او داد و عبد اللَّه بن جعفر دستور چهل و هشت اشرفى براى او آن مرد برگشت و دوباره بعثمان گذشت عثمان به او گفت چه كردى ؟ گفت به تو گذشتم و از تو درخواست كردم بهمانى كه ميدانى براى من دستور دادى و از من نپرسيدى براى چه سؤال ميكنى و آن صاحب گيسوان انبوه را چون سؤال كردم گفت آى مرد براى چه سؤال ميكنى زيرا سؤال روا نيست مگر براى يكى از سه مطلب ، به او از جهت