الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
148
الخصال ( فارسى )
سؤال خودم خبر دادم كه يكى از آن سه مطلب بود پس پنجاه اشرفى به من داد و دومى چهل و نه اشرفى به من داد و سومى چهل و هشت اشرفى ، عثمان گفت از كجا مانند اين جوانان بدست مىآوردى آنان دانش را يكسره براى خود جمع كردند و خير و حكمت را اندوختهاند . مصنف اين كتاب گويد معنى قول او فطموا العلم فطما اينست كه آن را از ديگران بريده و يك جا براى خويش جمع آورى كردهاند . 125 - خدا بسه خصلت بر فرزند آدم منت نهاده امام پنجم فرمود خداى تبارك و تعالى ميفرمايد اى پسر آدم سه منت بر تو نهادم زشتيهائى را بر تو پوشيدم كه اگر كسانت ميدانستند تو را به خاك نميسپردند به تو وسعت دادم سپس از تو قرض خواستم چيزى پيش نداشتى ثلث مالت را وقت مرگت در اختيار تو گذاشتم خيرى براى خود پيش نداشتى . 126 - بنده تا يكى از سه عمل را نكند مشرك نباشد عباس بن يزيد گويد به امام ششم عرض كردم اين مردم عوام گمان دارند كه شرك از جاى پاى مورچه در شب تار روى جبه سياه پنهانتر است ، فرمود بنده خدا مشرك نيست تا آنكه براى غير خدا نماز بخواند يا بنام غير خدا سر ببرد يا از غير خدا درخواستى كند و پيش او دعا نمايد .