السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
64
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )
ضربهء على ( ع ) در آن جنگ با عبادت ثقلين تا روز قيامت ، برابرى كرد . شيخ مفيد مىگويد : در مورد جنگ احزاب ، خداوند چنين فرمود : ياد آريد آنهنگام را كه از بالا و پايين بر شما حملهور شدند و چشمهاى شمامات شد . و جانهايتان به گلو رسيد و به خداوند گمانهاى مختلفى برديد . در آنجا مؤمنان امتحان شدند و به لرزشى سخت گرفتار آمدند و نيز در آنهنگام منافقان و آنان كه در دلهايشان بيمارى است مىگفتند خدا و پيامبرش جز فريب وعدهاى به ما ندادند . تا آنجا كه مىفرمايد : « و خداوند مؤمنان را از جنگ كفايت كرد و اوست نيرومند و عزيز . » « 11 » و اين ملامت و نكوهش و پرخاش خداوند متوجه مسلمانان شد و به اتفاق همه ، هيچكس جز امير المؤمنين ( ع ) از اين نكوهش نرست . زيرا كليد پيروزى در اين جنگ به دست آن حضرت بود و كشتن عمرو و نوفل بن عبد الله به وسيلهء او باعث هزيمت و فرار مشركان شد . پيامبر پس از كشته شدن آنها به دست على ( ع ) فرمود : اكنون ما به جنگ آنان خواهيم رفت و حال آنكه آنان از رويارويى ما مىگريزند . و يوسف بن كليب از سفيان بن زيد از قره و غير او از عبد الله بن مسعود روايت كرد كه وى اين آيه را « وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ بعلى » قرائت كرده است . اين مطلب قبلا در جلد دوم بيان شده بود و در اين جلد نيز آن را ذكر خواهيم كرد . در جنگ خيبر ، پس از آنكه يكى از مسلمانان شكستخورده بازگشت ، درحالىكه همراهانش او را سرزنش مىكردند و او همراهانش را سرزنش مىكرد ، على مأمور حمله به قلعه خيبر شد و در آنجا با مرحب جنگاور يهودى سرگرم جنگ شد و او را كشت و قلعه را گشود و در آن را از جاى كند . شرح اين وقايع در جلد دوم گذشت و در اين جلد نيز آن را مفصلا نقل خواهيم كرد . همچنين ثبات و استقامت على ( ع ) در جنگ حنين و در جوار پيامبر نيز قابل ذكر است . در اين جنگ مسلمانان با ديدن كثرت سپاه دشمن به جز ده تن كه 9 تن آنان از بنى هاشم و يكى هم ايمن بن ام ايمن بود ، همه از ميدان نبرد گريختند . در اين جنگ على ( ع ) ، با كشتن ابو جرول و 40 نفر از مشركان زمينهساز فرار دشمن شد و با استقامت و پايدارى خود باعث شد تا مسلمانها دوباره به ميدان نبرد روى آورند . شيخ مفيد در اينباره مىگويد : درمىيابيم كه على ( ع ) در شجاعت و زورمندى و استقامت و دليرى بر عباس و پسر او يعنى فضل و ابو سفيان بن حارث و آن چند تن ديگر فضل تقدم دارد . چرا كه ماجراهاى شهامت و دليرى او در جنگهايى كه هيچيك از آنان حضور نداشتهاند و زبانزد همگان و مصاف او با هماوردان عرب و كشتن آنان مشهور است . و حال آنكه از آن چند تن چيزى در اينباره گفته و شنيده نشده است . و هيچ كشتهاى را به آنها نسبت ندادهاند و از همينجا نيز
--> ( 11 ) . آيات 10 و 11 و 12 تا آيهء 25 از سورهء احزاب . - م .