السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
65
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )
معلوم مىشود كه ثبات قدم مسلمانان به خاطر پايمردى على ( ع ) بود و مسلمانان با وجود او به مقام پيروزى در نبردها دست مىيافتند و بازگشت مسلمانان به ميدان جنگ و مبارزهء با دشمن بسته به دليرمردى آن حضرت بوده است . پيروزى مسلمانان در غزوهء اوطاس و طايف نيز به دست على ( ع ) به ظهور رسيد و آن حضرت در اين جنگ عدهاى از قبيلهء خثعم را به ديار عدم فرستاد . غير از اين موارد مىتوان از ديگر فداكاريها و دلاوريهاى آن حضرت در غزوات و جنگهاى زمان پيامبر اسلام ياد كرد . اما وقايعى نيز پس از رحلت رسول اكرم ( ص ) براى على ( ع ) رخ داد و وى پس از آنكه مردم با او دست بيعت دادند سه جنگ جمل ، صفين و نهروان را پيش روى خود ديد و در هريك از اين ميدانها ، دلاوريهاى بزرگى از خود به نمايش گذاشت . در جنگ جمل دو گروه روبهروى يكديگر قرار گرفتند و تيراندازى را آغاز كردند و تيرهاى رها شده از كمان همچون بيشهزارى مىنمود و اگر كسى از آنجا مىگذشت صداى چكاچك شمشيرها را مىشنيد كه مانند پتكى برهم مىخورند و چون جنگ اوج گرفت و شدت يافت ، على ( ع ) به تنهايى در كتيبهء خضرايش كه از مهاجران و انصار تشكيل يافته بود و پسرانش دور آن بودند به طرف شترى كه عايشه بر آن سوار بود ، حمله كرد و به عمق مخالفان يورش برد و عدهاى از افراد آنان را كشت و دوباره به طرف سپاهيان خود بازگشت . على ( ع ) شمشير خود را كه در اثر اين حمله تاب برداشته بود با زانوانش صاف كرد . ياران و پسرانش خطاب به او عرض كردند : ما نيز به همراه تو حمله كنيم ؟ ولى آن حضرت پاسخ نداد و حتى نگاهى به ايشان نكرد . باز عزم حمله به صفوف مخالفان را كرد و همچون شيرى غرّان در قلب دشمنان نفوذ كرد و قدم به قدم مىجنگيد و سپاه جمل از مقابل و چپ و راستش مىگريختند و زمين از خون كشتگان رنگين شد . سپس به ميان ياران خود بازگشت و شمشيرش را كه تاب برداشته بود راست كرد . ياران آن حضرت به گردش جمع شدند و او را دربارهء خودش و اسلام به خداوند سوگند دادند . آنگاه امير المؤمنين ( ع ) فرمود : سوگند به خدا ، من بدانچه مىبينيد جز وجه خداوند و خانهء آخرت خواستهء ديگرى ندارم . سپس به محمد حنفيه فرمود : اى پسر حنفيه ! اينچنين بايد بجنگى ! يارانش عرض كردند : اى امير المؤمنين چه كسى خواهد توانست چنان تو بجنگد ؟ در جنگ صفين در يوم الهرير برخى از روات گفتهاند : به خدايى كه محمد را به حق به پيامبرى مبعوث كرد سوگند ! از هنگام خلقت آسمانها و زمين نشنيدهايم كه رئيس قومى با دست خود در يك روز چنان كند كه على ( ع ) كرد . گفتهاند او در آن روز بيش از پانصد تن از بزرگان را به خاك و خون نشانيد و از ميدان جنگ با شمشيرى تاب خورده پا به بيرون