السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
59
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )
رباح مولى الانصار ، حديث كرد مرا ابو البخترى قريشى كه رايت قريش و لواى آنها همگى به دست قصى بن كلاب بود . پس از قصى ، اين رايت هميشه در دست فرزندان عبد المطلب باقى ماند كه هرگاه در جنگها حضور مىيافتند آن را با خود مىبردند تا آنكه خداوند ، محمد را به پيامبرى رساند و بدينترتيب رايت قريش و غير آن به پيامبر رسيد . آن حضرت آنها را در ميان بنى هاشم نگهداشت و آن را در جنگها به على بن ابيطالب ( ع ) مىسپرد . غزوهء ودان نخستين جنگى بود كه در آن على ( ع ) ، رايت اسلام را در ركاب پيامبر حمل مىكرد . اين رايت پيوسته با او بود هم در بدر ، كه بطشة الكبرى بود و هم در احد . لواى اسلام در اينروز در دست بنى عبد الدار قرار داشت . پس پيامبر آن را به مصعب بن عمير سپرد و چون مصعب به شهادت رسيد و لوا از دستش افتاد ، قبايل ديگر اميد گرفتن لوا را داشتند اما پيامبر آن را به على ( ع ) واگذار كرد و بدينگونه در روز احد على ( ع ) هم حامل رايت شد و هم حامل لوا و اين هردو تا به امروز در بنى هاشم باقى ماند . از آنچه در قسمت دوم گذشت و نيز مطالبى كه در اين جلد دربارهء غزوات و جنگها بيان مىشود مىتوان بر درستى سخن بالا پى برد . بنابراين در غزوهء ودان ، اولين جنگى كه در آن رايت حمل مىشد ، على بن ابيطالب پرچمدار بود . در غزوهء بدر اولى لواى جنگ با آن حضرت بود و در غزوه بدر كبرا نيز رايت در دست على قرار داشت . در غزوهء احد رايت و لواى مهاجران با على بود . و چون دانسته شد كه لواى مشركان همراه بنى عبد الدار است ، زيرا آنان در دورهء جاهليت اصحاب لواى قريش بودند ، فرمود : ما در گرفتن لواى آنان سزاوارتريم . پس لوا را به مردى از آنان به نام مصعب بن عمير داد و چون مصعب كشته شد آن لوا را به على ( ع ) بازگرداندند . در جنگهاى حمراء الاسد ، حديبيه ، حنين و ذات السلاسل ، لواى لشگر اسلام به دست على بن ابيطالب ( ع ) بود . در غزوهء بنى نضير و خيبر هم رايت در دست آن حضرت قرار داشت . در فتح مكه رايت انصار به دست سعد بن عباده و رايت مهاجران به دست على ( ع ) بود . و هنگامى كه سعد سخنى مبنى بر انتقام از مكيان بر زبان راند ، پيامبر به على فرمان داد تا رايت انصار را از سعد بگيرد . از طرفى سعد هم رايت را به كسى جز على تحويل نمىداد . و پيامبر نيز سعد را فرمان نداد تا رايت انصار را به شخص ديگرى غير از على ( ع ) واگذار كند . زيرا اين كار به مثابهء اهانتى به سعد تلقى مىشد ، مگر آنكه پسر سعد را براى گرفتن پرچم مىفرستاد . چنانكه در برخى از روايات به اين مطلب اشاره شده است . مؤلف در اينباره در قصيدهاى سروده است : و در هر جنگى تو صاحب و حامل لوا و رايت عظماى پيامبر بودى و در شمشير تو پيروزى بود . ( شمشير تو ضامن پيروزى مسلمانان بود . ) هشتم ، شجاعت . آن حضرت در اين صفت ممتاز بود . وجود اين منقبت در