السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
32
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )
رساندند . در روز احد ، آن حضرت مطابق با صحيحترين روايات ، پرچمداران مشركان را كه گفتهاند هفت يا نه تن بودهاند به قتل رساند و مشركان با به قتل رسيدن آنها از معركه جنگ گريزان شدند . بهطورىكه اگر تيراندازان از فرمان پيامبر اكرم ( ص ) سرپيچى نمىكردند ، جنگ به سود مسلمانان پايان مىيافت . تمام كسانى كه در اينروز از لشگر مشركان به قتل رسيدند ، بيست و هشت تن بودند كه هجده تن آنان را على ( ع ) كشته بود و وقتى كه مسلمانان ، به جز اندكى از آنها ، متوارى شدند ، على ( ع ) در كنار پيامبر باقى ماند و از وجود آن حضرت ( ص ) محافظت كرد و هرگاه مشركان ، بر او يورش مىبردند پيامبر وى را آگاه مىكرد و على ( ع ) آنان را پراكنده مىساخت . وى چنان از مشركان كشت كه جبرئيل از آن در شگفت شد و گفت : « اى پيامبر ! اين طريق يارى كردن است » و آنگاه ندا داد ( شمشيرى مانند ذو الفقار و مردى همچون على ( ع ) نيست . ) در واقعهء خندق ، هنگامى كه عمرو بن عبدود و همراهان او پيشروى مىكردند و از خندق گذشتند ، على ( ع ) به همراه تنى چند از مسلمانان آمدند تا شكافى را كه مشركان براى پيشروى از آن استفاده كرده بودند ، مسدود كنند . هيچكس از مسلمانان ، به جز على ( ع ) ، بر انجام اين كار بىباك نبود . وقتى عمرو همنبردى براى خود طلبيد ، همهء مسلمانان به هراس افتادند و در پاسخ به عمرو خاموش ماندند . گويى بر بالاى سر آنان پرندهء مرگ به پرواز درآمده بود . عمرو با ديدن اين وضع شروع به توبيخ و سرزنش آنان كرد . پيامبر خطاب به مسلمانان فرمود : چه كسى به نبرد با عمرو خواهد رفت ؟ و هركس با عمرو به نبرد پردازد ، خداوند ورود به بهشت را براى او تضمين مىكند . كسى برنخاست جز على ( ع ) و گفت : اى پيامبر ( ص ) من با عمرو نبرد خواهم آزمود . اما پيامبر به او فرمود : بنشين ! او عمرو است . پيامبر سه مرتبهء ديگر همنبردى براى عمرو درخواست كرد و بار سوم به على گفت : « اگرچه او عمرو است اما تو مىتوانى به جنگ او به روى . » على ( ع ) در جنگ با عمرو بر او دست يافت و او را كشت . با كشته شدن عمرو كسانى كه همراه وى از خندق گذر كرده بودند متوارى شدند . على ( ع ) به تعقيب آنان پرداخت و بعضى از آنها را به ديار عدم رهسپار كرد و با اين كار خود هيبت مشركان را درهم كوبيد و « خداوند كافران را با همان خشم و غضبى كه به مؤمنان داشتند ، بدون آنكه به غنيمتى دست يابند ، بازگرداند و خدا خود جنگ را ( به واسطهء وجود على ( ع ) ) از مؤمنان كفايت فرمود » . « 6 » در جنگ خيبر على ( ع ) به درد چشم گرفتار آمد ، به گونهاى كه نه صحرا را مىديد و نه كوه
--> ( 6 ) . مضمونى است از آيه 25 سورهء احزاب . - م .