السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

31

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )

شمار مىآوردند و با اين‌وجود ، علت افتخار ايشان ، تنها آن بود كه على كشندهء آنهاست . مسافع بن جمحى در سوگ عمرو و كشته شدن او به دست امير المؤمنين ( ع ) شعرى سروده كه يكى از ابيات آن چنين است : على پيروز شد و من به مانند اين افتخار دست نيافته / و با مردى چنين قدرتمند روبه‌رو نشده بودم هبيرة بن ابى وهب در رثاى عمرو و قتل او به دست على ( ع ) چنين مىسرايد : از تو اى على ، اين دليرى كه در ميدان به خرج دادى در جاى ديگرى نديدم / و من بر نجد مقدم ، همچون پيرى متوقف شدم به چه پيروزى شگفتى دست يافتى كه همين براى فخر تو بس است و تا زمانى كه زنده‌اى از خوارى و زبونى در امان مىمانى . سعيد بن عاص نيز به على ( ع ) باليده و گفته است : من خوشحال نيستم جز آنكه مىبينم كشندهء پدرم پسر عموى او يعنى على بن ابيطالب است . همچنين پدر على ( ع ) وى را در زمانى كه كودكى بيش نبود ، در واقعهء شعب ابو طالب ، در بستر پيامبر خوابانيد و آن حضرت ( ع ) با طيب خاطر به استقبال خطرى بس بزرگ رفت . شجاعت والاى آن حضرت را همچنين مىتوان شب هجرت پيامبر از مكه به مدينه ، ملاحظه كرد . وى بدون هيچ ترس و نگرانى خود را در معرض خطرى عظيم قرار داد . در حالىكه مردان مكه خانهء پيامبر را به محاصره خود درآورده بودند ، تا كسى را كه در بستر خفته است به قتل برسانند . شجاعت ديگر او در زمانى است كه پس از هجرت پيامبر كه به همراه فواطم ( فاطمه بنت اسد ، فاطمه دختر پيغمبر ، و فاطمه دختر حمزه ) آشكارا از مكه به طرف مدينه در حركت شد و او را در اين سفر به جز ابن ام ايمن و ابو واقد ليثى كه آنان نيز در مقابل جماعت قريش كارى از دستشان برنمىآمد ، كس ديگرى همراهى نمىكرد . دراين‌حال با هشت تن از سواران قريش برخوردند كه پيشاپيش آنان جناح بردهء حرب بن اميه قرار گرفته بود . جناح درحالى كه بر اسب سوار بود با شمشير بر على ( ع ) حمله برد ، آن حضرت پياده بود و از ضربت او جا خالى كرد و چون جناح از طرف كتف خم شده بود آن حضرت با ضربتى سنگين او را به دو نيم كرد ، آن‌چنان‌كه آن ضربت تا كوههء زين اسب وى رسيد و آن را شكافت و باقى مشركان با ديدن اين صحنه هريك پا به فرار گذاشتند . در روز بدر ، آن حضرت وليد بن عتبه را كشت و در كشتن عتبه و گروهى از سران مشركان شركت و دخالت داشت . روايت كرده‌اند كه على ( ع ) نيمى از كشتگان يا بيشتر آنان را به تنهايى به ديار عدم فرستاد و نيم ديگر را باقى مسلمانان به همراهى ملائكه مسوّمين به قتل